مصاحبه "تپش" با علی پهلوان _قسمت اول
دوستان گل آریانی سلام،
این بار براتون بخشی از مصاحبه هفته نامه "تپش" با آقای پهلوان رو میگذاریم که در رابطه با موضوع اوقات فراغت هست.بقیه مصاحبه رو میتونید در پست های بعدی بخونید.به امید پایداری آریان تا بی نهایت
فرنوش![]()
![]()
************************
گفته میشود که بسیاری از کنسرت روها که گروه آریان را انتخاب می کنند کاملا هدفمند نیستند و صرفا برای پر کردن اوقات فراغت خود به این اجراها سرک میکشند.چه اشکالی دارد اگر بر فرض مثال این اتفاق بیفتد؟ من به عنوان کسی که هم در ایران کنسرت اجرا کرده و هم در خارج از ایران، و نیز به عنوان یک تماشاچی کنسرت های ایرانی و خارجی معتقدم که مخاطب هر هنرمندی متفاوت از مخاطبان هنرمنداد دیگر است. چه در دنیا و چه در کشورهای دیگر وضع به این منوال است. شما اگر سری به کنسرت های مختلف بزنید میبینید که مخاطبان هر یک، مخاطبان خاص همان کنسرت با خواننده مورد علاقه اش است. با این تفاوت ها ، قطعا هستند افرادی که در این میان کنسرت را بهترین وسیله برای گذراندن اوقات فراغت خود دانسته و بخواهند که لحطات خوشی را در این ساعات که اتفاقا ساعات فراغتشان است سپری کنند. مثلا چندی پیش که خود من در یکی از اجراهای جرج مایکل حضور داشتم علنا دیدم که قشر علاقه مند به این خواننده یک قشر خاص است. کسانی به تماشای کنسرت او آمده بودند که جوانیشان با آهنگ های او لذت برده بودند و یا به گفته ای فراغتشان را با شنیدن آثار او سپری کرده بودند.کسانی که همسن و سال ما که با موسیقی دهه ۸۰ زندگی کرده ایم
.ویژگی جالبی که در این مخاطب ها دیده می شد، چه چیز خاصی بود؟
چیز خاصی نبود ولی آنچه که این تماشاچی ها را خاص می کرد در واقع خاص نبودنشان بود چرا که اولین چیزی که از مخاطبان و تماشاچیان این کنسرت برایم جالب آمد، این بود که اصلا قیافه های عجیب و غریب در میانشان ندیدم.در حالی که کنسرت های هاردراک و راک و... افراد شکل و شمایل خاص تری دارند و می شود از تیپ و قیافه شان متوجه شد که چه سبک و سیاقی را دنبال می کنند. من مطمئنم که این گروه البته تماشاچیانش یکی از کم مشکل ترین اقشار از نظر اخلاقی بود. با حضور۸۰ هزار نفر هر لحضه احتمال این می رفت که یک دعوا پیش بیاید اما در کمال بهت و ناباوری نه تنها این اتفاق نیافتاد بلکه با نضم و ترتیب بسیار، آنچنان زیبا همه کنسرت را ترک کردند که تا به حال شبیه آنرا در هیچ جای دنیا ندیده بودم. در حالی که ما کنسرت های بسیاری دیده بودیم و برای مخاطبان بسیاری نیز اجرای برنامه کرده بودیم. اصلا شما تا به حال به مخاطبان آریان دقت کرده اید که ببینید بیشتر از کدام قشر جامعه هستند؟
من فکر می کنم بیشتر جوان های کم سن و سال و تین ایج ها مخاطبان آریان اند.بله و دقیقا اینها همان تماشاچیانی هستند که برای تخلیه انرژی می آیند. البته افراد با سنین بالا نیز در این میان دیده می شوند که آنها معمولا به دلیل ارتباط برقرار کردن به مفاهیم اشعار، جنس موسیقی و نیز لطافت کار و دقایقی لذت بردن از کار اقدام به انتخاب کنسرت ما کرده اند. با این اشاره ای که کردممی خواهیم به این برسیم که مخاطبی که برای کنسرت خواننده ای مثل عصاریرود با مخاطبی که کثلا کنسزت
west life را انتخاب می کند و کاملا تین ایج است متفاوت است. شایدwest life رو ها همان هایی باشند که به گفته شما از سر تفنن موسیقی را انتخاب کرده اند تا ساعاتی را خوش باشند و در کنار دوستان هم سطح و هم فکرشان ساعاتی را خوش بگذرانند. مثلا من خودم وقتی به این کنسرت رفتم خجالت کشیدم از این که این وسط میان این همه تین ایج چه کار می کنم. شاید رفته بودید اوقات فراغتتان را یک بار، شبیه آنها سپری کنید.نه اتفاقا! رفته بودم ببینم آنها روی سن از چه امکاناتی استفاده می کنند. یا مثلا چگونه با تماشاچیان این طرف سن برخورد کرده و ارتباط برقرار می کنند؟ چه لحنی دارند و چه اتاقاتی می افتد. من حتی از امکانات موجود در آن اجرا عکاسی کردم و برای بچه های آریان آوردم که با آنها آشنا شوند. شاید هدفی که مثلا تماشاچی های این گروه از سپری کردن اوقات فراغت خود در این کنسرت داشته ودارد با آنچه که تماشاچی کنسرت جرج مایکل دارد زمین تا آسمان فرق داشته باشد
. شما چه تفاوتی دیدید؟خب از آنجا که کنسرت جرج مایکل جدی تر بود، مطمئنا تماشاچیان جدی تری را در خود داشت. جرج مایکل در اجرایش حتی وارد سیاست هم شد و بوش وبلر را مسخره کرد.مثلا عروسک بلر را آورده بود روی صحنه و یک سگ بغل او بود که در دستش پرچم انگلی بود. یا مجسمه آزادی که سر بوش روی آن بود و تفنگی در دستش بود. در صورتی که در
west life اصلا چنین چیزی دیده نمی شد. با این حساب هدف هر کسی در پر کردن اوقات فراغت شکل و رنگ خاص خود را دارد. یکی دوست دارد آن شکلی اوقاتش را در کنسرت west life سپری کند و دیگری دوست دارد در کنسرت جدی تری مقل جرج مایکل اوقاتش را طی کند. هر دو هدفمندند.اما شکل و رنگ هدف با توجه به سن مخاطب متفاوت است. خب این وظیفی یک موزیسین را به عنوان کسی که می تواند بخشی از اوقات فراقت را پر کند به طوری که به وقت کسی، شعور کسی و به مال کسی لطمه ای وارد نشود، را سخت می کند.بله، دقیقا! و این به همین دلیل است که هر قشری برای خودش موزیک خاصی احتیاج دارد.من کنسرت های خواننده ای مثل محمد نوری را هم رفته ام. میانگین سنی در کنسرت های ایشان ۴۰ ،۵۰ سال بود و من جز معدود جوان های توی سالن بودم. درست است که قطعاتی مثل جان مریم هنوز هم جان دارند و شنیدنی هستند ولی هدف حضور مردم در چنین کنسرتی به خاطراتی که از آهنگ های فوق دارند برمیگردد. این و هیچ یک از این دلیل ها نباید باعث شود که هنر هنرمندان دیگر، زیر سوال برود. چرا که هر کس مخاطب خودش را دارد.مثلا در همین سبک پاپ، درست است که موسیقی پاپ عامه پسند است ولی باز هر یک از خواننده های پاپ در میان عوام، رده ها و گروه های مختلفی را در بر می گیرد
.آریان چه رده ای را در بر می گیرد، البته از نظر خود شما که از نزدیک با آنها در ارتباطید؟
آریان تین ایج پسند است و گروه بزرگی از جامعه ما افراد تین ایج هستند. پس چه بهتر که این قشر موسیقی ای گوش کنند که پر مفهوم باشد. چرا که ممکن است بهترین ساعات زندگی شان را به تماشای کنسرت ما اختصاص دلده باشند و اوقات فراغتی را که می توانستند به هر کار دیگری سرگرم شوند، به دیدن اجراهای ما آمدند. پس ما موظفیم به انتخاب و شعور آنها احترام بگذاریم
. ممکن است فقط از اوقات فراغتشان استفاده نکرده باشندبلکه از لحظات درس و کار و ... زده باشند و به تماشای کنسرت آمده باشند.با این حساب باز این وظیفه ماست که سنگین تر می شود. به نظر من تین ایج بهترین سن طرفداران است. نحوه ای که یک تین ایج طرفدار یک سبک، یک گروه و یک خواننده می شود کاملا فرق میکند با اقشار دیگر در سنین دیگر
.