کنسرت کیش 1385

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
يه خبر خيلى خوب...
يكى از دوستاى عزيزمون كه خيلى به ما لطف داشته زحمت كشيده و يه گزارش فوق العاده عالى، همراه با عكساى قشنگ، از كنسرت كيش برامون آماده كرده كه واقعا خوندنيه.
اما اين دوست گل ما كسى نيست جز ستاره جان كه واقعا بايد ازش تشكر كنم براى زحمتى كه كشيده. مرسى ستاره جان.
من كه خيلى لذت بردم اميدوارم شما هم لذت ببرين.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
*******************************

      
سلام به همه دوستان عزیز

 

امیدوارم حال همگی خوب باشه ، من یه دوست جدیدم و این افتخار رو دارم که گزارش یکی از بهترین کنسرت های گروه آریان رو بنویسم

خوب سعی می کنم از اول شروع کنم قبل از کنسرت



* سفر ما به کیش

ما تصمیم گرفتیم برای سفری به کیش بریم البته هیچ خبری از این که گروه آریان در کیش برنامه دارن نداشتیم وقتی پدرم برای تهیه بلیت رفته بود متوجه شده بود گروه آریان توی کیش کنسرت دارن و چون از علاقه من به این گروه آگاه بود سریعا اسم هتل رو از هتل داریوش به هتل صدف که گروه آریان قرار بود توش اقامت داشته باشن تغیر داد بعد با خوبی و خوشی اومد خونه که این خبر رو به من بده که البته شادی ما زیاد دوام نداشت چون از طرف آژانس هواپیمایی خبر دادن هتل پزیرش نمی کنه و قشنگ خوشحالی ما رو زائد کرد وقتی پدرم این حالت من رو دید زنگ زد به یکی از دوستاش توی کیش و ازش خواست از اون جا برای ما توی هتل صدف اتاق بگیره و بعد دوستش گفت که تنها از طریق توره سورا سیر میشه اتاق رزرو کرد که البته ما بلا فاصله این کار رو کردیم و برای 5روز توی هتل صدف اتاق گرفتیم چون چند روز زود تر از گروه آریان به هتل رفتیم مجبور بودیم هر روز از خدمتکارا بپرسیم که گروه اومدن یا نه یا اون قدر توی رستوران چشممون رو بگردونیم که از ناهار هیچی نفهمیم (صبحانه و نهار روی هتل بود)تا بالا خره اومدن

                    اين عكس بليط كنسرت
 

                  

* کنسرت

قرار شد از طرف هتل برای ما و بقیه کسانی که بلیت کنسرت رو داشتن ماشین بفرستن ولی چون گفته بودن ساعت10 این جا باشید و ما یک ربع به 11 رسیدیم ماشین رفته بود بعد از کلی حرف هتل یه ماشین دیگه خبر کرد و چون من از همه تنبل ترم آخرین کسی بودم که از هتل خارج شدم و پشت من گروه آریان  سوار ماشین پشت سری شدن(البته آقای پهلوان اولین کسی بودن که به لابی هتل اومدن ولی چون بقیه حاضر نبودن دوباره برگشتن بالا و این وقت شناسی ایشون رو می رسوند) وقتی رسیدیم واقعا جای سوزن انداختن نبود با کلی دردسر وارد سالن شدیم که چی دیدیم تا ته سالن پر بود دیگه راستی راستی داشت گریم می گرفت یعنی من باید میرفتم ته سالن می نشستم؟؟ قسمت جلو برای مهمانان ویژه بود که چندین صندلی خالی داشت ولی هر چی به نگهبانا گفتم اجازه ورود ما رو به اون قسمت نمی دادن پدرم که این وضه رو دید و دید انگار این دفعه دیگه واقعا الانه که می زنم زیره گریه رفت با نگهبان صحبت کرد و با کلی دردسر و البته....  وقتی چراغ ها خواموش شد و گروه در حال آمدن روی سن بودن پدرم اشاره کرد که بریم قسمت مهمانان ویژه و خوشبختانه ما فقط 2تا ردیف با قسمتی که جلوش سن بود فاصله داشتیم هر چند که ورود گروه رو ندیدیم چون در حال دوردن وسط سالن بودیم تا به قسمت ویژه بریم ولی صدای فریاد های کر کننده مردم را می شنیدم


* خوش آمدید!

مثل همیشه که شنیده بودم با آهنگ مولا علی جان شروع شد بعد آقای صالحی صحبت کردن و ورود همه رو خیر مقدم گفتن و آقای رجب پور رو به روی سن خواستن تا صحبت کنن ایشون هم از همه تشکر کردن توضیحاتی درباره کمک های شرکت ال جى و سوراسیر دادن و با تشکر از سن پایین اومدن  همه بچه های آریان خوشبختانه حضور داشتن و دو نفر گیتاریست مهمان که گیتار برقی می زدن آهنگ های زیادی از آلبوم 2 و 3 و 2آهنگ از آلبوم 1 پخش شد که بسیار مورد توجه همه قرار گرقت


                 

* لحظه به لحظه ازکنسرت

1- در چند تا از آهنگ ها مثله "بذار برم" و چند آهنگ زیبای دیگه که (چون من قراری برای نوشتن گزارش از قبل نداشتم اسم هاشون یادم نمیاد) بچه های آریان گیتار هاشون رو زمین گذاشتن و به نزدیکی سن اومدن و از مردم خواستن همراهیشون کنن و مردم هم به صورت کر کننده ای فریاد میزدن.


2-وقتی می خواستن آهنگ "ایران" رو بزنن آقای پهلوان قبل از شروع به مردم گفتن خواهش می کنم از همگی کلمه ایران رو با صدای هر چه بلند تر بگید تا حتی اون کسانی که اسم خلیج فارس ما رو تغییر می دن و الان هم ما بهشون نزدیکیم صداتون رو بشنون و خدایش این آهنگ غوغا به پا کرد.


3- آقای خواهانی با ویالون بسیار زیباشون در تمام مدت باعث جیغ زدن مردم شدن و واقعا هم کارشون عالی بود هر بار که نوبت آقای خواهانی می شد فریاد های مردم هم دو برابر می شد.


4- در آهنگ یکی مونده به آخر هم ساناز کاشمری پشت پرکاشن رفت و با ریتم بسیار زیبایی برنامه رو زیباتر کرد.


5- معرفی گروه همانند کنسرت توی کرمان در حین  برنامه انجام شد. که لازمه بگم آقای پهلوان و خواهانی با تشویق زیاد تری نسبت به بقیه رو به رو شدن.


6- یک قسمتی بود که من بیشتر از همه دوست داشتم و اون آهنگ "طلسم" بود آقای پهلوان و آقای صالحی قبل از شروع این آهنگ گفتن این یه آهنگ خاصه که يه کسی می خواد یک حرفی رو به کسی بزنه و نمی تونه اون رو بگه، و از مردم خواهش کرد مردم توی این آهنگ کمک کنن که البته اگر این رو نمی گفتن هم مردم با فریاداشون کمکش می کردن. آهنگ شروع شد تو قسمت هایی که آقای صالحی و آقای پهلوان می گفتن :مهتاب و آسمون بهونست،  بهونست که بگم  مردم اول آروم می گفتن عاشقت هستم ولی بار آخر آقای پهلوان یک جوری شروع به خوندن کرد که انگار می خواد بگه بهونست که بگم عاشقت هستم ولی درست در لحظه آخر سرش رو از جلوی ميكروفن کنار کشید و سر تکون داد که انگار نمی تونه بگه یعنی هنوز نمی تونه بگه پس مردم به جاش با صدای بلند گفتن عاشقت هستم آقای صالحی اومد جلوی بلندگو و گفت بهونست که بگم ؟؟ مردم:عاشقت هستم

 آقای صالحی:بهونست که بگم؟؟

مردم:عاشقت هستم و واقعا سالن رو صدای مردم به لرزه در آورد.

 

7- در آهنگ "فردا مال ماست" هم آقای صالحی با صدای بلند به جای این که بگن بگو فردا مال ماست گفتم بگو امشب شب ماست که باز هم با تشویق فراوان رو برو شد.

 

8- قبل از شروع آهنگ "پرواز"  هم آقای صالحی از مردم خواستن شمارش رو انجام بدن و در آخر یک جیغ بلند استارت آهنگ باشه که در اون لحظه من که خودم داشتم جیغ میزدم گوشام رو از بلندی صدا گرفتم.

 

          

 

* حواشی برنامه

1- سحر و ساناز کاشمری هم هر وقت نور از روشون کنار می رفت یا  ما بین آهنگ ها  دنبال دستمال کاغذی بودن تا صورت هاشون  رو که از عرق خیس بود رو پاک کنن که البته فکر کنم تا آخر برنامه هم موفق نشدن.

 

2- در ابتدای برنامه هم ميكروفن گیتار آقای پهلوان کار نمی کرد که چند لحظه بعد درست شد (خدایش فکر نکنم این نکته رو کسی فهمیده باشه ولی من چون سر تا پام چشم شده بود از اشاراتی که با کنترل سالن می کردن متوجه شدم)

 

3- صدا برداری و نور پردازی سالن نسبت به دفعه قبل بسیار عالی تر بود جوری که خود آقای صالحی هم این رو عنوان کردن البته نورپردازیش هم هماهنگ نبود چون چند ثانیه طول می کشید تا نور بره روی آقای خواهانی و نینف.

 

4- من برای چند لحظه مجبور شدم از سالن برم بیرون حدودن 100 متر با سالن فاصله گرفتم هر چند که میدویدم و صدای مردم هم بود ولی صدایی که از توی سالن می آمد از همه بلند تر بود به صورتی که من می دونستم چه آهنگی رو دارن می خونن.

 

5- یکی از کارهای جالب گروه این بود که هر وقت کار سازی در اوج خودش بود همه افراد گروه بر می گشتن و به اون فرد نگاه می کردن و این باعث می شد مردم هم توجه شون به اون فرد جمع بشه.

 

6- و در آخر فکر میکنم همه مثل من وقتی از سالن بیرون می اومدن و برنامه تمام می شد فکر کنم صداشون گرفته بود به خاطر جیغ هایی که زدن چون من که نفسم شخصا در نمی اومد و کف دست هام هم درد می کرد ار دست زدن

 

* بزرگ ترین سوتی من برای گروه آریان

ما می دونستیم که قراره 2شنبه شب یا 3شنبه صبح گروه آریان وارد هتل بشن به خاطر همین ما منتظرشون بودیم ما اتاقامون در طبقه دوم بود(این هتل فقط دو طبقه داشت) از طبقات بالا یک قسمتی از طبقه همکف مشخص بود صبح مثل همیشه وقتی همه پایین رفتم و من چون آخرین نفر بودم مجبور شدم دوباره مننتظر آسانسور بشم یه لحظه نگاهی به پایین انداختم و چون قیافه آقای پهلوان رو دیدم نزدیک تر شدم تا بقیه رو ببینم  که البته فقط چند تاییشون رو دیدم (خدایی نگین چقدر بچست) ولی جلوی دهنم رو گرفته بودم که جیغ نزنم و بالا پایین می پریدم و چون فکر نمی کردم من رو ببینن خیلی بچگانه خوشحالی کردم وقتی آسانسور اومد و رفتم پایین خواهرم اومد طرفم و گفت بیا ببین کیا اومدن من پشت بهشون شروع به حرکت کردم دست خواهرم رو هم کشیدم و گفتم به روی خودت نیار که مهم هستند بعد هم که مامان و بابام اومدن خیلی عادی از کنارشون گذشتم انگار که اصلا واسم مهم نیست همون موقع صدای خنده آقای خواهانی و صالحی رو شنیدم ولی اهمیت ندادن فرداش که داشتم از بالا دوباره پایین رو نگاه می کردم آقای صالحی رو از توی آینه هایه رو به رو دیدم که یک لحظه بالا رو نگاه کرد و با آقای خواهانی خندیدن اون موقع بود که فهمیدم چه سوتی بزرگی داده بودم چون روز قبلش هم اون ها من رو از تو آینه دیده بودن با اون رفتار بچگانه و به من خندیده بودن .

 

        

 

* لطفاٌ مزاحم نشوید!
بعد از روز اول فقط من دو بار دیگه گروه آریان رو دیدم یک بار همون شبی که اومده بودن که من در اتاقمون رو باز کردم برم اتاق مامانم اینا که دیدم آقای صالحی و آقای پهلوان دم در اتاق کناری ما ایستادن و من محکم در رو بستم (که البته این هم خودش یک سوتی دیگه بود) بعد فهمیدیم که اتاق آقایان گروه کنار اتاق ما بود

روز بعد از کنسرت هم ما تقریبا ظهر از خواب بلند شدیم وقتی رفتیم برای نهار دیدیم هتل غلغه است مردم اومده بودن واسه عکس و امضا و حقیقتا هم بچه ها بدون هیچ غرور و از این قیافه گرفتم ها عکس و امضا می دادم

خانم های گروه آریان به همراه همسر آقای پهلوان و چند خانم دیگه که من نمی شناختم هر وقت زمان داشتن برای خرید به پاساژ ها می رفتن و در حال دویدن بودن ولی آقایان گروه معمولا تا ظهر خواب بودن و ما این رو از کارت اتاق که (لطفا مزاحم نشوید) متوجه می شدیم که تا ساعت 10 یا 11 روی در بود

 

خوب دیگه ببخشید زیاد از حد سرتون رو درد آوردم امیدوارم از عکس ها و گزارشم خوشتون اومده باشه  هر چند که من قراری برای گزارش نداشتم ولی سعی کردم چیزی رو از قلم نیندازم  برای همگی آرزوی موفقیت می کنم همچنین برای گروه بسیار خوب آریان.

 

   

 

آریانی ها و طرفداراشون

سلام دوستاى گلم، آرياني هاي عزيز؛

خوبين بچه ها؟
واقعا معذرت مى خوام كه دير آپ مى كنم...راستش يه مدتى مسافرت بودم... بعد هم كه اومدم همچنان كارهاى نكرده فراوان است!!.
خب بريم سراغ مطالب امروز... اميدوارم خوشتون بياد.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
*********************************

امروز از برخورد آريانى ها با طرفداراشون بخونيد

     
* نينف:
برخوردها مختلفه خيلى از اونا از نزديك ابراز لطف مى كنن با خيلى از طرفدارا هم از طريق اينترنت در تماس هستيم؛ پيشنهادات و انتقادات اونا مورد بررسى قرار مى گيره. بعضى مواقع گروه پيشنهادات خودش رو براى ارائه آلبوم بعدى عنوان مى كنه، جالبه بدونيد كه بسيارى از اين پيشنهادات را طرفداران گروه آريان بدون اين كه بدونن گروه روى چه موضوعى فكر مى كنه ارائه ميدن؛ ايراداتى كه در ذهن گروه هست نيز از ايم قاعده مستثنى نيست.

* برزويه:
نظر لطف مردم هميشه شامل حال گروه آريان بوده، گروه آريان انتقادات به جاى مردم رو مورد بررسى قرار ميده و سعى كه عيوبش رو برطرف كنه.

* سيامك:
برخورد گروه با طرفداران متقابله؛ هر طورى كه اونا ابراز احساسات مى كنن گروه نيز سعى مى كنه به ابراز احساساتشون پاسخ بده. و اصولا شهرت به حدى خوبه كه به زندگى شخصى انسان خللى وارد نكنه؛ لطف زياد بعضى از طرفدارا گاهى باعث ميشه كه براى ما دردسر ايجاد كنه. گروه آريان در هر صورت طرفدار هواداران خوبه البته در حد معقول.

* شراره:
هميشه سعى كردم كه با روى خوش با طرفدارا مواجه بشم؛ يه روز پدرم بهم گفت كه در مقابل طرفدار بايد اخلاقت رو تعديل بدى (من مقدارى تندخو هستم)، پدرم معتقد آدم هرقدر معروف تر بشه، مردم ازش انتظار بيشترى دارن. و از طرفدارا انتظار دارم كه ما رو درك كنن، چرا كه ممكنه در اون لحظه ما مشكلى داشته باشيم و نتونيم به نحو خوبى با مردم برخورد كنيم.

 * پيام:
گروه آريان همگى اين خصوصيت رو دارن كه نسبت به روز اول هيچ تغييرى نكردن، اين گروه عاشق مردم و تشويق هاى اونا باعث ميشه مشكلات پشت صحنه گروه به آسونى براى ما حل بشه.

اما عكس اين بار مربوط ميشه به كنسرت كرمان كه بازم اين عكس
animate داره و بايد براى ديدنش يكم صبر كنين و راستى يكى دو تا از عكسهاش هم از عكسهايى كه زهره عزيز (آریان گمشده من) توى بلاگش گذاشته بوده كه ازش ممنونم، واقعا عكسهاى خيلى قشنگى از كرمان برامون گذاشت.


         


 

مصاحبه گروهی

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
با عرض شرمندگى زياد به خاطر دير آپ كردن، چون اين چند وقته وحشتناك كار دارم و الانم وحشت كارهاى نكردم رو دارم.
به هر فرصتى دست داد تا ادامه مطلبى رو كه مارال عزيز زحمتش زو كشيده بود براتون بذارم.
بعضى از بخش هاى اين مطلب رو در وبلاگ هاى ساير دوستان ديدم...اما در حقيقت اين كامل تره همون مطلبه.
خيلى چيز جالبى شده، و شوخى هاى اعضاى آريان با هم خيلى مى تونه براى خيلى از دوستان جالب باشه.در ضمن تعدادی از عکس ها مربوط به سایت زهره عزیز میشه.
مثل هميشه، اميدوارم لذت ببريد و بازم از مارال عزيز ممنونم.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
***************************
                

*نينف از نگاه بچه هاى گروه
خونسرد. در گروه براى هر كسى مشكلى پيش بياد به نينف ميگه، گوشى بس شنوا داره هر كارى كنى نمى تونى عصبانيش كنى هماهنگ كننده مرتب و منظم ، مدافع حقوق همه خيلى مهربون.

شراره: جز آذر ماهى هايى استثناست از آتش آذر هيچ بويى نبرده. خسيس نيست. گذشت، هزارتا، از همه بيشتر؛ با هر مشكلى مدارا مى كنه و در كل سازش داره خيلى هم زحمت مى كشه و خصوصيات بد اصلا نداره چون خاكى نيست، مشكل پيدا مى كنه. جايى كه تمير نباشه 3 روز نمى خوابه و مرتاض ميشه، اعتصاب غذا مى كنه، و نتيجه اش خوب شدن شرايط براى همست. شرايط رو براى ديگران مساعد مى كنه.
سيامك: خيلى منضبط، خوش قول و يك مشاور و تنظيم كننده خوب و حرفه اى
على: خوش قلب ترين


*على از ديد بچه ها:
شوخ طبع، قاطى كنه، حسابى قاطى كرده، خيلى استرس داره، كمى ترسو، مهربونه خيلى مقرراتيه خوش قول، هميشه خوش اخلاق، فوق العاده مرتب، خندان؛ همسرش رو خيلى دوست داره، استعداد وحشتناكى در تقليد لهجه هاى مختلف و لطيفه تعريف كردن داره.

برزو: خيلى با احساسه، هم در زندگى و هم در آهنگ
سيامك: خيلى خوش سليقه و در اكثر امور طراح خيلى خوبيه
پيام: شوخ طبع و عاشق طبيعت
نينف: دقيق، منظم و شوخ



*پيام از ديد بچه ها:
اعتماد به نفس بالا، صبور. سر تمرين، امروز قرار بذاره، فردا مياد؛ دوتا پسرخاله مثل همن( هميشه دير ميان). خداى صحبت، زبون باز. خيلى با سياست، و مردى با ايده هاى خوب، خوش سليقه در خريد لباس، عاشق عكاسى به ندرت پيش مياد كه عصبانى بشه، تا حالا نديديم عصبانى بشه.

نينف: من يه بار از پشت تلفن عصبانيتش رو ديدم؛ دنياى اعتماد به نفس و مدير
على: حسود نيست، زود عصبانى نميشه صبورترين فرد گروه، بيزينسمن با اعتماد به نفس بالا.




                  
*شراره از ديد بچه ها:

عليرضا: زود منفجر ميشه
سيامك: خيلى تندخو ولى مهربون
پيام: عصبانيه، نبايد سر به سرش گذاشت
على: خشن ولى با احساس
نينف: خيلى با هم جوريم


*سحر از نگاه بچه هاى گروه
نينف: مهربونه ، ساده است
عليرضا: لجبازه و اين بدترين عيبشه  
شراره: ساده نيست، به همه چيز خوشبينه، خسيس نيست بد فرم ولخرجه.
سيامك: همخوان خوب
پيام: احساساتى و مؤدب
على: سادگى مزمن همراه با مهربونى

سحر در د فاع از خودش:
هر چى تو دلمه ميگم؛ صادقم.



*ساناز از ديد بچه ها:
اصلا سياست نداره!!

عليرضا: دير منفجر ميشه، آدم سطحى نيست
سيامك: همخوان خوب
على: فوق العاده خوش اخلاق
پيام: احساساتيه مؤدب

ساناز در د فاع از خودش:
مسخره مى كنين؟ (اشاره به بي سياستى!!)، اگه سياست داشتم، اينقدر راحت داد و بيداد مى كردم؟




                         
*سيامك از ديد بچه ها
خيلى ريلكس، بى نهايت كم حرف؛ توى جمع ميشنه، فقط تخمه ميشكنه و تمام حركات و حرفا رو ضبط مى كنه و بعد تحويل ميده يكم تو ساعت مشكل داره، بارها و بارها از پرواز جا مونده، بارها و بارها شناسنامه جا گذاشته و گوشى گم كرده؛ ولى با تمام اينا خيلى مهربونه، به هيچ وجه كينه اى نيست خوش برخورده و خسيس نيست خوش سفره و خيلى به جا كار انجام ميده. خيلى خوب بيليارد بازى مى كنه؛ تويه كيش صاحب باشگاه رو هم مغلوب كرد. استعدادى كه در ضبط حركات و رفتار آدما داره مثال زدنيه؛ نوازنده بسيار خوبيه و يكى از جيغ در بيارهاى كنسرته. پرطرفدارترين عضو گروه.

شراره: اعتماد به نفس زيادى داره
برزويه: يكى از تنبل ترين آدمايه كه ديدم، بى انضباطه، اكثر مواقع من باهاش هم اتاق بودم.
پيام: زندگى رو راحت مى گيره و اصلا به خودش سخت نمى گيره
على: تصويربردار دوست داشتنى، استعداد عجيبى تو تقليد صدا و تصوير داره
نينف: صميمى و شوخ و يه دوست خوب براى من

سيامك در د فاع از خودش:
بچه ها شوخى مى كنن، اولش رو بد گفتن؛ منفى ها رو بعضى هاش رو قبول دارم بعضيا رو نه!



               

*عليرضا از نگاه بچه هاي گروه
عليرضا: منتظرم اون روتون رو ببينم؛ رو به شراره؛ نه بگو من جيغ نمى زنم


شراره: سازگار نيست موقع شام و نهار پدر ما رو در مى آره فقط غر ميزنه در عين حال مهربونه خيلى هم زحمت مى كشه سازش از همه بزرگتره و خيلى انرژى مى خواد. بشاش و خندان و خوش برخورد با مردم؛ خسيس نيست، ديسيپلين داره و به جا خرج مى كنه، پسر خنده داريه و آشپز خوبيه جرقه مى زنه و زود خاموش ميشه، طبق برنامه پيش ميره و اگه از برنامه خارج بشه...
نينف: چون سر من خالى مى كنه، مى خواد از دلم در بياره؛  نوازنده زبردست، خنده رو و بسيار سخت كوش
على: خاص و بامزه

عليرضا در د فاع از خودش:  
 اصولا اهل كافى شاپ نيستم و در خونه مى مونم. خواب رو خيلى دوست دارم و كم خوابى عصبانيم مى كنه و ياد گرفتم صبور باشم. منه واقعى رو پشت ساز مى بينيد. در زندگى معمول خيلى ساكت و آروم هستم و انرژيك بودن پشت ساز تعادلى در زندگيم به وجود مياره.

                                         


                           

*برزويه از نگاه بچه هاى گروه
مهربونه، زحمتكشه، كمى كنترل زبونش روا نداره و زود پشيمون مى شه و از همه عذر خواهى مى كنه اگه رازى داريد تحت هيچ شرايطى به برزو نگيد!! يه خصوصيت خوب سراغ داريم؛ خيلى خوش خريده صادقه، چيزى ته دلش نمى مونه، كينه اى نيست، چيزى پيش نيومده كه بخواد گذشت كنه.

  ساناز: استاد منه (پركاشن) خيلى شوخه خسيس نيست.
نينف: سر تمرين هميشه دير مياد و خيلي بد قوله، هميشه ساعتش يك ساعت جابه جايى داره، يه جا بند نميشه دوست داره همش راه بره، خيلى پرش داره مهربون و شوخ رفيق.
على: جالب و منحصر به فرد

برزويه در د فاع از خودش:
اينا رفيق نيستن!!! همه رو دوست دارم كمى كنترل زبونم رو ندارم سعى مى كنم درست بشه كسى در حق من بدى نكرده كه بخوام گذشت كنم.

 

 (بچه ها این عکس هم متحرک باید یکم صبر کنین و روی چیزی کلیک نکین)                  

                   

 

 

 

تولد آریان 3 و گفتگو با اعضای آریان

سلام دوستاى گلم آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟

اول يه تشكر حسابى مى كنم از مارال عزيز كه هميشه ما رو شرمنده خودش مى كنه با كمك هاى بى دريغش؛ واقعا ممنونم مارال جان.
اما چرا از مارال تشكر كردم؛ براى اين كه مارال جان زحمت يه مصاحبه دسته جمعى از اعضاى گروه آريان رو براى ما كشيده كه واقعا خوندنى، و به خواسته خود مارال عزيز اين مصاحبه در 2 پارت خدمتون ارائه ميشه.
اميدوارم خوشون بياد.

كسى كه اريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
*************************
در اين بخش از مصاحبه اعضاى گل آريان خصوصيات اخلاقيشون رو براى ما توضيح ميدن.

*على پهلوان: (خودم هستم!)
اصولا از تعصب بيجا روى هر موضوعى بدم مياد، سعى مى كنم براى همه احترام قائل باشم و اين كه لحظه اى بيكار نميشينم.
شهرت و ثروت رو تا حدى دوست دارم كه مزاحم زندگى آدم نشه؛ خودم هستم و به ديگرى بودن تظاهر نمى كنم.

*پيام صالحى: (دوست دارم به اوج برسم!)
دوست دارم موفق باشم و در هر چيزى به نقطه اوج برسم، موفقيت اين قدر برام اهميت داره كه خيلى مسائل ديگه رو در زندگيم تحت تأثير قرار ميده. بايد تلاش كنم تا به اونچه كه دوست دارم برسم و هرگز حسرت گذشته و از دست دادن موقعيت ها رو نخورم.
شهرت برام در درجه سوم و چهارم زندگيم قرار داره. فكر نمى كنم حسود باشم چون از موفقيت همه خوشحال ميشم. خسيس نيستم در اين مورد هم حساسيت ندارم.
گذشت، بستگى داره، بعضى جاه دارم بعضى مواقع نه.

                   

*سحر كاشمرى: (كينه اي نيستم.)
زود عصبانى ميشم و هرچي از دهنم در مياد ميگم زود هم پشيمون ميشم.
اصلا كينه اى نيستم؛ با كسى دعوا كنم 3 دقيقه بعد آشتى مى كنم.

*شراره فرنژاد: (لجباز و انتقام جو !)
كمى لجباز هستم و كمتر مى تونم اين خصلت رو تغيير بدم؛ اصلا آدم با سياستى نيستم و تموم اونچه كه در دل دارم بازگو مى كنم. بچه ها از نظر پنهان كارى مشكل خاصى با من ندارن و با لجبازيم هم كنار ميان؛ زود عصبانى ميشم ولى برعكس سحر از اونجايى كه عصبانيتم به جاست، هيچ گونه پشيمونى ندارم؛ چيزى هم در خودم نگه نمى دارم؛ شديدا كينه اى و انتقام جو هستم.
در زندگى خیلی هدفمندم؛ معمولا وقتى هدفم رو مشخص مى كنم، سعى مى كنم تا آخر راه رو برم و به هدفم برسم.

               

*نينف اميرخاص: (خوش اخلاقِ كينه اي!)
در كار صبور، رك و راست هستم.
اصولا خوش اخلاق و در عين حال بى سياست و يك مقدارى هم كينه اى.

*ساناز كاشمرى: (با همه گرم مي گيرم)
من خيلى زود رنجم و اصلا ناراحتيم رو به روى خودم نميارم؛ خيلى هم زود آشنا هستم و خيلى زود با همه گرم مى گيرم.

*سيامك خواهانى: (پرواز مي كنم تا مقصد رو ببينم!)
مهربونم ولى ذاتاً طورى هستم كه نشون نمى دم. خوشبختانه يا متأسفانه حافظه فوق العاده قوى دارم كه هر چيزى رو با يه بار ديدن يا شنيدن به خاطر مى سپارم.
چون معتقدم كه انسا نبايد اونقدر به گذشته يا آينده فكر كنه كه زمان حال رو هم از دست بده، بنابراين آدم مقتصدى نيستم.
شايد كمى مغرور باشم ولى دروغ نميگم، حسود هم نيستم و بر عكس اينقدر از موفقيت ديگران احساس رضايت مى كنم، كه اگر كارى از دستم بر بياد حتما انجام ميدم.
قدرت رو خيلى دوست دارم برا ى همن ساز ويلن رو انتخاب كردم.
به هر چى تا الان دوست داشتم رسيدم ولى هنوز مقصد نهايى رو نمى بينم؛ سعى مى كنم پرواز كنم تا از بالا مقصدم رو ببينم.
شايد در آلبوم دوم بى كلامم هم دكلمه خودم باشه.


بعد هم!
 سالروز تولد آريان 3 رو تبريك ميگم.
اميدوارم به همين زوديا آريان 4 هم بياد و سالروز انتشارش رو جشن بگيريم.

                

                                                       

خبرى از كنسرتى ديگر و علی سنتوری

سلام دوستاى گلم؛ آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
شرمندم كه دير آپ كردم.

اول یه خبر خیلی خوب!
آقای پهلوان خبر دادن که آریان به احتمال ۹۵٪ امسال "کیش" کنسرت خواهد داشت زمان کنسرت ۲۲-۲۵ شهریور خواهد بود.
در ضمن در تهران ۲ تا آژانس هم هستن که تور "آریان" دارن یعنی علاوه بر کنسرت، محل اقامتشون هم با اعضای آریان یه جاست.
آقای رجب پور هم الان کیش تشریف دارن برای هماهنگی های لازم.



     



بعد هم بريم سراغ مطلب اين دفعه، كه اختصاص داره به سيامك خواهانى عزيز.
برای دیدن عکس هم باید یکم صبر کنید

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
******************************
 
با سيامك درباره على سنتورى و گروه آريان
*سيامك خواهانى و دست اندر كاران على سنتورى
سيامك عزيز توى فيلم على سنتورى كه ساخته كارگردان بزرگ استاد داريوش مهرجويى با جمعى از چهره هاى نامدار سينما، بهرام رادان، گلشيفته فراهانى، محمدرضا شريفى نيا و ... همراهه
و كار موسيقى پروژه هم با افراد سرشناسى از جمله؛ اردوان كامكار، محسن چاوشى، ترانه مكرم و... هست،

*به زودى سيامك بر پرده سينماها
"على سنتورى" خيلى زودتر از اونچه فكرش رو مى كرديم اكران ميشه؛ كه به گفته تهيه كننده اون در پاييز 85 و قبل از جشنواره فجر اكران عمومى ميشه.


* مسافرى از هند قبل از على سنتورى
سيامك قبل از بازى در "على سنتورى" براى سريال "مسافرى از هند" پيشنهاد بازى داشته كه به دليل هماهنگ نشدنش با برنامه هاى موسيقيش نتونسته در اون پروژه حضور داشته باشه.


*تشويق بچه هاى آريان
سيامك: وقتى من بازى در اين فيلم رو قبول كردم، بچه هاى آريان خيلى خوشحال شدن و منو تشويق كردن، و در عين حال نگران هم بودن كه نكنه به كار حرفه اى من لطمه بخوره و فعاليتم در گروه، كم بشه. اما با گذشت زمان اين نگرانى هم مرتفع شد.

*ترس هواداران آريان
سيامك: جالبه بدونيد كه بعضي از طرفداران آريان به صورت جدي از من خواستن تا از بازى در اين فيلم صرفنظر كنم؛ چرا كه مى ترسيدن من از گروه جدا بشم.
 

*موسيقى، نه سينما
سيامك ميگه كه سالهاست انتخابش رو كرده و بين سينما و موسيقى انتخابش موسيقه و ميگه كه فكر نمى كنه روزى به خاطر سينما موسيقى رو رها كنه؛ هر چند!
هيچ كس نمى تونه آينده رو پيش بينى كنه.


*آلبوم دوم
سيامك اين روزا سخت مشغول كار روى آلبوم دومشه، اسمى براش انتخاب نكرده و فكر مى كنه كه تا شهريور ماه بتونه روانه بازارش كنه،
جالبه بدونيد توى اين آلبوم سيامك چند قطعه رو هم دكلمه كرده ولى خودش ميگه قصد خواننده شدن رو نداره.