ادامه مصاحبه آریان با مجله نسیم هزار
سلام دوستای گلم، آریانی های عزیز؛
خوبین بچه ها؟
بازم با تشکر از فرنوش جان، اینم ادامه مصاحبه آریان با مجله نسیم هزار.
کسی که آریان و آریانی رو تا بی نهایت دوست داره:
مینا (آریانی)![]()
![]()
**********************
خب تقليد در مملكت ما امر رايجي است ... مثلاً "فواد حجازي" در چند مصاحبه گفت كه ما داريم تقليد مي كنيم و خيلي هم خوب است؛ راضي هستيم شكر خدا...
دليل عمده اش فرهنگ غلط ماست كه آدم هاي راحت طلبي هستيم يعني مثلاُ وقتي يك فرمولي موفق بوده ديگر نمي نشينيم فكر كنيم و يك فرمول جديد بسازيم.مثال ساده اش گروه سازي در ايران است. اولين گروه پاپ بعد از انقلاب آريان بود شما گروه هاي بعدي را ببينيد همه شان سه تا دختر كر دارند, همه شان بايد گيتار و ويولن داشته باشند و ...اين تركيب يك بار نه دو بار موفق مي شود......
يكي از آيتم هايي كه مي تواند موجب موفقيت يك گروه شود نوع تفكر رايج در آن گروه است. شما تنها گروهي هستيد كه همه تان تحصيل كرده ايد و فكر مي كنيد چقدر تحصيلات و نوع تفكرتان در موفقيت آريان سهيم بوده؟
مشخصاً خيلي تاثير داشت. البته بين ما فقط كاشمري تحصيلات آكادميك موسيقي دارد. رشته هاي بقيه ما همه فني و پزشكي است اما روانشناسي اجتماعي مي دانستيم و مي دانستيم آدم هاي مشابه خودمان چه چيز دوست دارند گوش بدهند.
آن موقع كه كار مي كنيد و توليد مي كنيد خودتان هم همسن توليداتتان هستيد چون همسن خودتان است و حس خودتان است, خودتان چه موسيقي گوش مي كنيد؟
خب خيلي تنوع داشت يك روز ژاپني گوش مي كرديم يك روز ... ببينيد هر چيزي كه حس قشنگي داشته باشد از آن لذت مي بريم, حتي اگر معني اش را متوجه نشويم و بعد به اين فكر مي كنيم چه اتفاقي در آن مي افتد كه قشنگ است؟ ريتمش چيست؟ ملودي اش از چه جنسي است؟
موزيك سرخپوستي گوش مي كنم, موزيك آفريقايي كارتون لاين كينگ را خيلي گوش مي كنم, كارهاي ياني را خيلي دوست دارم. ياني حس زيبايي دارد, نو آوري دارد. ياني اولين كسي بود كه سازهاي پاپ را با اركستر كامل كلاسيك تلفيق كرد؛ براي اولين بار يك اركستر بزرگ سمفوني با زير بناي پركاشن و درام و گيتار بيس كه به همراهش كيبورد مي نوازد.
بياييد يك مشابه سازي كنيم مثلاً بيتلز زماني كه جوان هستند براي مخاطب جوان كار مي كنند و همين طور انديشه و كارهايشان با سنشان رشد مي كند, اما آريان از روزي كه آمده مخاطبش تين ايجري بوده و الان هم همين طور است .فكر نمي كنيد الان آن مخاطب 16 ساله شما 24 ساله شده و شما هم جا افتاده تر شده ايد. بهتر است كارهايتان هم همراه سنتان بالا بيايد چون مخاطب نوجوان ,ظاهر تين ايجري هم خيلي برايش موثر است.
شراره فرنژاد: مگر قدمت آريان چقدر است ؟! درصد مخاطب تين ايجر ما بيشتر است اما پيرزن هم داريم كه عاشق آريان است و خودش را هلاك مي كند براي آريان .شاگردي دارم كه مي گويد مادر بزرگ من عاشق شماست!
سواي از مخاطب جدي و حرفه اي موسيقي ,مردم از هر آهنگي خوششان بيايد گوش مي دهند چه بسا آن آهنگ بي هويت باشد بنا براين اگر به مخاطب عام فكر كنيم بايد بگوييم مثلاً در كارهاي گروه آريان بايد يك زبان يا خط مشترکي وجود داشته باشد تا مردم را با خود همراه كند.
با يك توضيح كوچك جواب اين داستان را مي دهيم. ببينيد چقدر از آهنگ هاي زمان پدران ما هست كه ما هنوز هم دوست داريم, بعد از ما شايد بچه هاي ما هم آهنگ هاي ما را گوش كنند.
خب ما به تاريخ كاري نداريم . زمان مشخص مي كند كه مثلاً آريان را 20 سال بعد كسي گوش بدهد يا نه, بحث ما اين است كه شما مي گوييد پاپ مال امروز است...
اين را هم توجه داشته باشيد كه همان بچه هايي كه مخاطب ما هستند با پدر و مادرشان به كنسرت ما مي آيند يعني پدر و مادر ها هم آريان گوش مي دهند . ما در آريان بايد سه چيز را مد نظر داشته باشيم ؛ يك: مخاطبان آريان از ما چه مي خواهند و آريان را چطور مي بينند ؟قسمت دوم تكنيك كار ماست كه بايد به روز باشد و سوم اينكه موسيقي روز دنيا از ما چه مي خواهد؟ ما كجاي كاريم؟ و سعي مي كنيم به پيشرفت هاي موسيقي دنيا هم نزديك شويم. براي همين در كارمان بايد اين سه عامل را با هم بالانس كنيم به طوري كه كسي كه آريان مي شنود بگويد اين آريان است و المان خاصي را در آن پيدا كند و موزيسيني هم كه مي شنود بگويد: آفرين! عجب تكنيك خوبي دارد.سوم اينكه وقتي آريان را با يك كار روز دنيا مقايسه مي كنيد پرت نباشد و ركه هايي از آن در خود داشته باشد. يك مورد هم هست كه كار ما را سخت مي كند شما خارجي ها را مي بينيد كه موزيكي را ايجاد مي كنند كه دائماً در حال سبك سازي هستند؛ يك سبك ايجاد مي كنند و خوب هم كارشان مي گيرد, چرا؟ چون آنها رسانه يا به قول خودشان مديا دارند. با اين رسانه ها موزيكشان را به مخاطب غالب مي كنند. آنقدر اين موزيك را با تصاوير مختلف و جاذبه هاي مختلف پخش مي كنند كه مخاطب ديگر اين موزيك را مي شناسد و انتظار دارد بقيه هم همين كار را بكنند. نمونه بارز اين مثال آرش و كامرون كارتيو هستند.
يك چيزي در ايران هست به نام شش و هشت كه اگر در آلبومي نباشد اصلاً كسي آن را گوش نمي كند اين توي رگ و خون ماست و يك حقيقت است نه بازار.
"آقا مطمئنيد داره ضبط مي كنه؟"
ما يك بار اينجا مصاحبه كرديم بعد از دو ساعت حرف زدن طرف گفت آقا ضبط نشد! خب داشتيم مي گفتيم كه ما رسانه نداريم. به قول آقاي رجب پور ؛ شما فقط يك بخش از ايران را مي بينيد كه ماهواره دارند. در ايران اگر بخواهي كار نو انجام بدهي چون رسانه نداري خيلي مشكل است. مثلاُ در يك كشور خارجي خواننده اي سبك جديدي مي آورد ؛ اولاً ويدئو كليپش از تلويزيون ها پخش مي شود بعد هم خود آن آدم را مي آورندتوي تلويزيون درباره كارش توضيح مي هد و صحبت مي كند و در اين توضيحات خيلي از ابهامات برطرف شده و ارتباط با مخاطب پر رنگ تر و كامل تر مي شود. مثلاً ما آريان 2 را كه پخش كرديم اول آهنگ ايران صداي راديو گذاشته بوديم .400 نفر نوار را پس فرستادند و گفتند نوار ما خراب است, اولش راديو ضبط شده ! يعني ما برگشت نوار داشتيم .مركز پخش حالش بد شده بود.طرف آمده بود مي گفت: بياييد اين راديو را حذف كنيد. گفتيم: چي را حذف كنيم صداي راديو جزو آهنگمان است. به فروشنده هايتان توضيح دهيد. ما در كاست سوم مان آهنگي داريم به اسم "شاپرك" كه هيچ جا نتوانستيم توضيحي درباره آن بدهيم, فقط روي سايت خودمان يك توضيحي نوشتيم كه تازه مگر چند نفر در ايران اينترنت باز هستند؟ به قول آقاي رجب پور آن دهات را هم ببينيد كه فقط تلويزيون جمهوري اسلامي مي بينند.
اين آهنگ را وقتي گوش كنيد در نگاه اول مي بينيد يك شاپرك است كه با گل ها حرف مي زند _روي همين حساب مي گويند آريان مهد كودكي است_ بعد يك جا من توصيح دادم كه داستان اين است : شاپرك دنبال پيداي پنهان است. داستان روح انسان است و رسيدن به كمال و اوج. پس پل زدن به مخاطب و غالب كردن كار نو, كار دشواري است كه بدون رسانه ميسر نيست.

خب بحث مديا شد.طبيعتاً خارجي ها اسپانسرهاي خيلي قوي دارند و گروه آريان اولين گروه داخل ايران است كه يك اسپانسر خيلي قوي دارد. فكر مي كنيد مديريت آقاي محسن رجب پور در موفقيت آريان چقدر تاثير گذار بوده؟
اسپانسر از لحاظ فكر و سرمايه مهم است اما خود طرف مهمتر است. شايد روي يك آدم خيلي هم سرمايه گذاري كنند اما دست آخر چيزي نشود. ولي چيزي كه ما در ايران با آن سر و كار داريم و آقاي رجب پور آن را به خوبي مديريت كرد اين است كه در ايران همه همديگر را پايين مي كشند. محدوديت هاي خاصي وجود دارد كه در دنيا بي نظير است مثلاً اينجا براي برگزاري يك كنسرت بايد با بيخ قدرت بالا برويم در صورتي كه وقتي كنسرت خارجي داشتيم حتي شهردار آن شهر متوجه نمي شد!! اينقدر موزيك براي خارجي ها عادي است. با اين شرايط مديريت گروه و مصون نگه داشتن از آسيب ها خيلي كار مهمي است. مثلاً وقتي يك بازيگر مشهور مي شود, آنقدر اين و آن پيله مي كنند و وارد زندگي خصوصي اش مي شوند كه طرف از هم مي پاشد, اما شما دقت كنيد ببينيد تا به حال يك حرف از داخل گروه آريان بيرون نيامده است.در اين ميان آقاي رجب پور به نوعي سپر گروه بوده است. فشارها به ما هم وارد شده اما بخش اعظمي از اين فشارها را هميشه ايشان تحمل كرده است.
ظاهراً آقاي رجب پور از راه هاي ديگري براي موفقيت استفاده كرده است. آريان گروه جوان و شيكي است كه مي تواند براي خارجي ها سمبل جوان ايراني به حساب آيد و اين نماد در تقابل با بخشي از سينماي ما كه در جشنواره هاي خارجي ايران را سياه معرفي مي كند, قرار مي گيرد؛ يعني شما اين وسط وجه المصالحه قرار مي گيريد و به اين ترتيب بخش اعظمي از واقعيت هاي اجتماعي ايران ديده نمي شود.
علي پهلوان: من در مصاحبه با بي بي سي انگليس_به مناسبت اينكه آريان كانديداي جايزه شده بود_در جواب اينكه شما آمده ايد چه چيزي را ثابت كنيد؟ گفتم: آمده ام ثابت كنم ايران صرفاً آن چيزي كه شما در جشنواره هاي سينمايي مي بينيد نيست, اين هم هست. خارجي ها كلاً ايران را منفي مي بينند پس بهتر است كه قسمت هاي ديگرش و مثبت هايش را هم ببينند.
به عنوان يك هنرمند كه رسالت اجتماعي دارد منفي ها را كجا مي خواهيد ببينيد؟
خب بستگي به سبك هم دارد مثلاً شما تا به حال كار سياسي از آريان نشنيده ايد و نخواهيد شنيد چون اصلاً سبك ما اين نيست. ما نماد بخشي از اين مملكت هستيم. يكي از مشكلات جامعه ما اين است كه همه چيز را يك جا مي خواهيم.مثلاً از آريان همه چيز مي خواهند. يكي من را ديده مي گويد: آقاي پهلوان آريان چرا از قيچك و كمانچه استفاده نمي كند؟
گفتم: اين چه حرفي است؟ آريان سبك دارد. حالا قرار نيست چون دوستش داري همه چيز را به تو بدهد. مثل اينكه به جيپ سي كينگز بگوييم گيتار را كنار بگذارد و تار بنوازد.
در اجراهاي زنده آريان شور و هيجان چه جايگاهي دارد؟
خيلي اهميت دارد اما همان طور كه مي دانيد در ايران دست ما بسته است. مثلاً تكان هاي بدن ممنوع است و تذكر مي دهند, البته در تئاتر اين حركات موزون وجود دارد اما نمي دانم چطور در موسيقي ممنوع است؟! در كنسرت ها خيلي كارها دوست داريم انجام دهيم اما واقعاً اجازه نداريم. حتي حق نداريم ميكروفون را سمت مردم بگيريم. به ما مي گويند كنسرت را خلاصه كنيد. سريع آهنگ هايتان را بزنيد, زود تمام شود و برويد.
حالا برگرديم به سوال قبل, منظور ما فقط كار سياسي هم نيست؛ مثلاً براي يك دخترك كبريت فروش؛ شما براي اين هم نمي خواهيد كار كنيد. الان عشق هايي كه در كارهاي شما مطرح مي شود همه مال طبقه شيك جامعه است.
در شعر ها و آهنگ هاي ما اميد وجود دارد. آريان زماني آمد كه تازه اولين آلبوم شاد "دهاتي" شادمهر عقيلي به بازار آمده بود. قبل از آن همه آلبوم هاي موسيقي اين بود كه آي تو رفتي و بيچاره شدم و ديگه نمي تونم نفس بكشم و اين حرف ها.
بعد آريان آمد و عشق در كارهاي ما به نقطه اي رسيد كه مي گفت من مي توانم و به تو مي رسم و اين جاذبه پيدا كرد چون اميد در آن بود. بين اين همه منفي گرايي آريان مثبت گل كرد, مثلاً "گل آفتابگردون" كه اولين كار و شناسنامه آريان هم هست. ما در شعر هاي كاست اولمان بيشتر از تشبيه و كنايه استفاده كرديم, دليل عمده اش هم اين بود كه كار اول بود, مي ترسيديم حرف عشق را بزنيم مجوز ندهند و ... چون فضا بسته بود. اما در كاست دوم و سوم همه چيز داشتيم. مردم مسير ما را مشخص مي كنند و به ما خط مي دهند. موسيقي پاپ براي مردم است پس بايد ببينيم كه مردم چه مي خواهند و در كنارش كمك كنيم كه ذائقه مردم را هم بالا بكشيم. اين كمك كردن براي ما كه رسانه نداريم خيلي سخت است. مثلاً بعد ار آهنگ كبوتر هاي سپيد كه معنايش صلح جهاني و رسيدن به آرامش و معنويت است همه انتقاد كردند كه اصلاً براي ما قابل تصور نبود كه علي پهلوان عربي بخواند,
فوق العاده بدمان آمد.
به نظر خودتان چه ويژگي هايي در آهنگ "پرواز" وجود دارد كه اين آهنگ اينقدر محبوب شده؟
در مقدمه بگويم كل اين آهنگ ملودي ويولن بود كه اصلاً قرار بود اين آهنگ جزو كاست دوم سيامك خواهاني باشد بعد آنقدر همه ما از اين ملودي خوشمان آمد كه تصميم گرفتيم رويش كلام بگذاريم. بعد با نينف اميرخاص نشستيم و گفتيم اينجايش ويولن باشد اينجايش آواز ...حتي ملودي را به هم ريختيم و مثل پازل چيديم و بعضي جاها را جا به جا كرديم. بعد رويش شعر گذاشتيم. هر بار سر تنظيم اين آهنگ اتفاقي افتاد. ريتمي كه اول روي آن گذاشته بوديم يك ريتم بندري بود, بعد گفتيم كه نه, آريان را بندري نكنيم.
آنديم بحث را عوض كرديم و شد دو نفر كه دارند با هم بحث مي كنند؛ يكي خيال پرداز است و ديگري مي گويد واقعي فكر كن و واقع گراست. مدت شش ماه روي شعرش كار كرديم تا شد اين؛ چون ريتم مشكلي داشت. موقع تنظيم ديديم كه اگر بندري باشد چيز جالبي نخواهد شد.گفتيم خب گيتار به سبك آريان باشد ويولن به سبك سيامك خواهاني و يك سري جاذبه هاي ديگر مثل پركاشن برزو بديهي, صداي كر و ... شد يك بندري كه بندري نيست كه واقعاً هم گرفت.
اصولاً كار تيمي روحيه اي مي خواهد كه فرد از خواسته هاس شخصي اش در خدمت گروه بگذرد. وسوسه هم چيزي است كه سراغ هر آدمي مي آيد...
آريان در سه برهه زماني مي توانست از هم بپاشد. مرحله اول يك سالي بود كه ما فقط مي آمديم و تمرين مي كرديم و مي رفتيم در زيرزمين خانه پيام صالحي, قبل از آنكه آقاي رجب پور به آريان بيايد. آن موقع فقط تمرين مي كرديم و ممكن بود بچه ها خسته شوند و بگويند ول كن بابا. يكي از دلايلي كه گروه در اين دوره بپاشيد اين بود كه بچه هاي آريان هيچ كدام معروف نبودند. مرحله دوم موقعي بود كه آريان آمد روي سن و به شهرت دست پيدا كرد. شهرت چيزي است كه مي تواند يكي از اعضا به ديگري بگويد من از تو مشهورترم و محبوب ترم و اين حرف ها. مرحله سوم موقعي است كه آريان به ثروت مي رسد و اينكه اين ثروت چطور بايد بين اعضا تقسيم شود؛ چرا كه طبيعتاً عده اي از بچه ها كار كمتري انجام مي دهند و عده اي ديگر كار بيشتر كه شايد در قالب گروه روي صحنه اين مساله به چشم هم نيايد. آنقدر درصد هاي ما به هم نزديك است كه شايد باور نكنيد و اين گدشت ها باعث شد آريان دوام بياورد و يك نكته ديگر اينكه سواي از آريان بچه هاي ما از قبل يا با هم دوست صميمي بودند يا فاميل.
يكي از دلايلي هم كه گروه آريان محبوب شد همين گروه بودن ماست. مثلاً من _نينف اميرخاص _ خارج از گروه براي ديگران هم رفته ام كار تنظيم انجام داده ام يا سيامك خواهاني همين طور اما الان مي بينيم با آريان ما را بيشتر مي شناسند تا كارهاي فردي پس همه ما به اين نتيجه رسيده ايم كه اگر روزي آريان نباشد شايد محبوبيت هيچ كدام از ما هم نباشد؛ حالا مثلاً يكي مثل رضا گلزار ضرر نكرد چون كلاً صنفش را عوض كرد و رفت بازيگر سينما شد.
اجراهاي خصوصي آريان در شركت ها و ... توجيه اقتصادي دارد و براي شما يك تمرين به حساب مي آيد؟
نه, ببينيد اولاً كه ما هر نوع اجراي خصوصي را قبول نداريم. ما جنگ برگزار نمي كنيم. اجراي خصوصي ما همان شرايط كنسرت را دارد يعني همان صدابردار و نورپرداز آريان مي آيند, همان ساند چك را انجام مي دهيم و هيچ كس ديگري حق ندارد همزمان با آريان روي صحنه برود. مثل جنگ نيست كه مثلاً اول يك نفر مي آيد ژانگولر بازي مي كند, بعد دو تا شعبده باز مي آيند و بعد آريان بيايد بخواند. مخاطب اجراي خصوصي معمولاً فرق مي كند؛ اگر خانوادگي باشد نوع آهنگ هايمان فرق مي كند و ... خلاصه اينكه بزن دررويي اجرا نمي كنيم.
بچه هاي آريان وقتي با هم هستند, هابي شان چيست؟
ما دو تا جوكر داريم؛ يكي علي پهلوان يكي سيامك خواهاني.اين دو مخصوصاً سيامك خواهاني تخصص وحشتناكي در سوژه گرفتن از آدم ها و اجراي آن براي ما دارد. يكي از خوبي هايش اين است كه سوژه هاي بامزه و در عين حال مثبت مي گيرند و جلو طرف هم اجرا مي كنند نه فقط پشت سرش
اولين خاطره شهرت آريان چيست؟
ما را دعوت كرده بودند محك(موسسه حمايت از كودكان سرطاني). مردم بودند,محمد رضا فروتن بود و ... يادمان هست يك سري تي شرت و كارت بود كه امضا مي كرديم كه اوايدش را مي دادند به كودكان سرطاني. يكي از جالبترين برخوردهايي كه با مردم داشتم _علي پهلوان_ چند شب پيش بود كه در يك رستوران دختري تا من را ديد چنان جيغ زد كه من, خودش و پدر و مادرش همه از جا پريديم! من هم _ شراره فرنژاد_ چند شب پيش يك ايميل داشتم در مورد تدريس امروز كه با آن خانم تماس گرفتم. گفت: شما؟ گفتم: فرنژاد هستم تا اين را گفتم, گفت: گوشي ... رفت و دوباره برگشت و گفت: سلام.گفتم :شما الان كجا رفتيد؟ گفت: رفتم يك ليوان آب بخورم چون اصلاً باورم نمي شد شما زنگ زديد!
و ختم كلام؛ علاقه به موسيقي و آواز در بين دختران و پسران ايراني خيلي زياد است. شما به عنوان افرادي كه موسيقي را به صورت حرفه اي كار مي كنيد فكر مي كنيد حداقل هاي فردي كه مي خواهد پابه اين حيطه بگذارد چه بايد باشد؟
به نظر من _ علي پهلوان_ كسي كه مي خواهد در اين عرصه فعاليت كند بايد موزيك را بشناسد يا حداقل شنونده خوبي باشد و ريتم را درك كند.
یه عکس هم به یاد گذشته!!!!
این عکس رو مارال عزیز فرستاده، مرسی مارال.





