با علی پهلوان

(دوستان می تونید کلیپ رو به صورت online ببينيد)


سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
خب در ادامه مطالبى كه در مورد اعضاى آريان توى وبلاگ ميذاشتيم؛ اين هفته نوبت ميرسه به آقاى پهلوان عزيز، فكر مى كنم كه مطلب جالبى شده باشه،اميدوارم خوشتون بياد.
فقط!!
نظراتتون رو حتما حتماًً به ما بگين تا كارمون بهتر و بهتر بشه. مرسى.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
**********************************

                              *على پهلوان*                

*بيوگرافى:
على پهلوان روز 11 ارديبهشت سال 1354 توى شهر تهران توى بيمارستان نجمیه ساعت ۱۲ ظهر متولد شده.
فرزند اول خانواده هست، و فقط يه برادر كوچيك تر از خودش داره.
گفته كه از 3 سالگى متوجه شده به موزيك علاقمنده.
مهندسى صنايع رشته اى كه توش تحصيل كرده، در دانشگاه تهران جنوب
چيزى حدود 5 سال كه ازدواج كرده، فرزند هم نداره.


*خصوصيات اخلاقى:
به گفته خودش يه خورده خاصه!
از استرس براى خودش و ديگران متنفر، دوست داره ديگران رو شاد كنه.
خيلى آدم مردمى هست و به روابط عمومى درست خيلى اهميت ميده.
استاد جواب گويى به سوال.
بديه اطرافيانش رو نمى تونه به راحتى فراموش كنه.
از قدرنشناسى و قضاوت نادرست و نسنجده متنفره.
خودش ميگه توى گروه به اين معروفه كه آروم ترين جمع ها رو شلوغ مى كنه و محتاطه.
اوقات بيكارى كه نداره!! اگر هم داشته باشه ميره بيرون كه چيزى بخوره.
تئاتر، نقاشى و كاريكاتور رو خيلى دوست داره.
ميگن هنرمنداى ايرانى مثل آرايشگرها و موزيك پاپ مثل كت شلواره.
و....

*طالع بينى چيني:
من كه وقتي داشتم مشخصات مرد ارديبهشت و كلاً متولدين ارديبهشت رو مى خوندم شاخ دراوردم؛ قضاوتش با خودتون :
مرد متولد ارديبهشت ماه
دير ناراحت مى ‌شود اما اگر ناراحت شود دنيا را به ‌هم ميريزد، سياستمدار، آرام، اهل عمل، حساس، محتاط است ولى اصلا رويائى نيست. عاشق گل و زيبائى، عاشق طبيعت، شيك پوش، علاقه‌مند به موسيقى، اهل هنر، زود رنج و بد خشم است اما هرگز از خانه‌اش قهر نمى ‌كند. دست و دلباز اما حسابگر است و علاقه‌مند است پسر داشته باشد.....

*يه كليپ كوچولو:
و يه كليپ كوچولو هم درست كردم كه اختصاص داره به آقاى پهلوان و از كارهاى تصويرى آريان اديت كردم با حجم (2.70 MG ) كه ميذارم دانلود كنين. اميدوارم خوشتون بياد.

*دیدن کلیپ به صورت online
*دانلود کلیپ علی پهلوان

كوتاه از على پهلوان:
* به گفته خودشون رنگ بيشتر لباس هاشون تو مايه هاى آبى و سورمه ايه؛ منم يه بررسى كردم ديدم بله همينه، اما ايشون غير از اين رنگها رنگ هاى كرم و قرمز رو هم تقريباً خوب مى پوشن. حالا من هم چد رنگ از لباس هاى ايشون رو بهتون نشون ميدم.

   

*
اينم يه سرى عكس از گيتارهايى كه ما باهاشون على پهلوان رو در کلیپ های آريان و یا كنسرت ها ديديم.(شماره های ۳و ۴و ۵ رو که می دونم مال خودشونه) 
                


*
در مصاحبه با يكى از مجلات گفته بودن كه ساعتشون رادو و اونو هديه گرفتن.
                  

*
ادكلن دانهيل و آزارو رو دوست دارن.
                                


*
تا الان ايشون رو با اين چهره ها در آريان ديديم.                         
                             


*
اينم كليپ هاى آريان با حضور على پهلوان   
           

با سیامک خواهانی

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
خب یکم از حال و هوای کنسرت اومدیم بیرون؛  الانم كه توى ماه مرداد هستيم و مصادف شده با ايام تولد سيامك خواهانى عزيز (كه بهش تبريك ميگيم) و بعد از مطلبى كه اختصاص به عليرضا طباطبايى عزيز داشت به همين بهانه ما هم مطلبمون امروزمون در مورد سيامك عزيزه.
اميدوارم لذت ببريد.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
*****************************

*سيامك خواهانى:
سيامك عزيز متولد  ۲۵ مرداد
بچه تهرون اما اصليتش آذرى.
از 6 سالگى موسيقى رو شروع كرده.
رشته تحصيليش دكتراى دامپزشكى.
يه برادر دوقلو داره، سياوش خواهانى كه در گروه موسيقى سايه ها عضوه.

          (سیامک و سیاوش خواهانی) 
         


*خصوصيات اخلاقى:
خودش ميگه ظاهرم جدى اما باطنم مهربونه!
غير از موسيقى به سينما علاقه داره (كه با "على سنتورى" به اين علاقه هم دست پيدا كرد)
وقتى بيكاره فيلم هاى روز دنيا رو مى بينه و كامپيوتر.
يكى از بهترين خاطراتش، بهبود 2 بيمار روانى بعد از گوش دادن به كاست "قصر خيال" بوده.
خوشحالیش بارزه و ناراحتیش رو تو خودش میریزه.
فصل مورد علاقش پاييز.
وقتى دلگير ميشه ساز مى زنه تا آروم بشه.
غذاهاى مورد علاقش قورمه سبزى و خورش بادمجان.

                         (سیامک در فیلم "علی سنتوری")
                         

*روانشناسى:

شخصیتی با تلاش بی نهایت...دارای چشمانی پر مهر و براق.
رنگ هاى ذاتيش؛ آبی آسمانی، سفید، آبی تؤام با سفیده.
گل مربوط به شخصيتش هم مريم.

                                

*طالع بينى:
يك شير ژيان و سر كش، يك دوست واقعى، بى عشق نمى‌تواند زندگى كند دل او از آئينه پاكتر و روشنتر است اما خشم او هم طوفانى، هم سهمگين خواهد بود. اغلب آدمهاى كارآمدى هستند به نحوى كه اغلب كارهاى منزل را شخصا و با مهارت تمام انجام مى ‌دن، خوش سيما و شكيل ، هميشه تميز، يك دفعه و ناگهانى عصبانى ميشود، بسيار مؤدب و مورد احترام مردم.


 

گزارشی از کرمان

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟

مژده، مژده... بالاخره يه خبرهايى از كنسرت به دستمون رسيد!!
كه زحمتش با دوست عزيزم ساناز جان بوده.
ساناز جان (نه ساناز كاشمرى!!) به همراه آريان به كرمان سفر كرده و زحمت كشيده و گزارش قشنگى از كنسرت برام فرستاده، كه پيشنهاد مى كنم حتماً بخونيد خيلى قشنگ توضيح داده.
مرسى ساناز جان.

اين شما و اينم گزارش كنسرت كرمان از زبان ساناز عزيزم.


كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
********************************* 

دوستان عزيز و آريانى خودم سلام

اميدوارم كه خوب و خوش و سلامت باشيد

و اينم گزارش سفر من به كرمان و ملاقاتم با آريانى ها و خلاصه ديگه خاطره بهترين شب و روزى كه تا الان سپرى كرده ام. يعنى يه 5 شنبه-جمعه رويايى.

 

5 شنبه صبح ساعت 7 من به اتفاق خانوادم وارد كرمان شديم. آژانس گرفتيم و راهى هتل شديم بد نيست بدونيد هتل ما 1 چهارراه با هتل بين الملى پارس محل اقامت آريانى ها فاصله داشت (يعنى حدود 15-20 دقيقه راه پياده )و خب اون اول كار اصرار من مبنى بر اقامت و حتي سر زدن ما به هتل پارس بى نتيجه موند ولى فقط اون اول كار... خلاصه رفتيم هتل و صبحونه خورديم و يه استراحت كوتاه تا ساعت 11 و بعد حركت به سمت فروشگاه آريا براى گرفتن بليت هايى كه من رزرو كرده بودم. و... (من ديگه اتفاقات و وقاياى بعد گرفتن بليت رو تعريف نمى كنم تا يه راست برم سر اصل مطلب يعنى كنسرت.)

 

ساعت 7:30 دقيقه ما هتل محل اقامتمون رو به قصد محل كنسرت يعنى سالن تلاش ترك كرديم. حدود فكر ميكنم ساعت 7:55 تا 8 بود كه رسيديم و نزديك 15 دقيقه داخل صف براى ورود به سالن معطل شديم (جاى تك تكتون خالى يه صف بود خدا مى دونه به چه طويلى _تازه فقط اونم قسمت خانموم ها_) و بعد ديگه ساعت 8:20 دقيقه ما بالاخره روى صندلى هامون كه از خوش شناسى جاي خوبى هم داشتند (يه دو رديف بعد از VIP ) مستقر شديم و حالا ديگه شمارش معكوس براى آغاز برنامه.



   


...10
..9..8..7..6..5..4..3..2..1..آتش.

 

بعد از حدود 40-50 دقيقه انتظار بالاخره ساعت نزديك 9:15 دقيقه بود كه آقاى رجب پور روى سن رفتند و پس از چند لحظه صحبت كوتاه ما رو به ديدن برنامه دعوت كردند:

_اين شما و اين گروه موسيقى آريان.

صداى دست و سوت و جيغ جمعيت و حضور آريانى ها روى سن.

 

آريانى ها پشت سر هم روى سن آمدند همگى كنار هم رديف شدند تعظيم كردند و سر جاهاى خود قرار گرفتند. ترتيب قرار گرفتنشون هم به شرح زير است:

رديف جلو صحنه از راست به چپ: سيامك، ساناز، علي، پيام، شراره و نينف عزيز.

پشت سرشون:

 گوشه سمت راست نوازندگان مهمان آقاى فخرالدين و اگر اشتباه نكنم آقاي دارايى.

 وسط صحنه عليرضاى عزيز.

 و گوشه ى سمت چپ برزويه عزيز.

 

برنامه مثل هميشه با آهنگ "مولا على جان" شروع شد و بعد از اون صحبت هاى آقاى صالحى و خوش آمد گويى ايشون با صداى جيغ دست هورا و همراهى و سوت تماچيان و صد البته اجراى بى نظير و منحصر به فرد آريانى ها ادامه يافت.

 

آهنگ هاى اجرا شده صرف نظر از جنبه ى ترتيب كه من هيچى يادم نمى آد به شرح زير است:

3 آهنگ از آلبوم اول : گل آفتابگردون، مولا علي جان ( كه آهنگ اول بود) و فردا مال ماست.

7 آهنگ از آلبوم دوم به شرح: پرواز ( آخرين قطعه )، گل من، نامهربون، گل هميشه بهار، ترانه عشق، روياى سپيد و بمون تا بمونم.

6 آهنگ از آلبوم سوم شامل: افسونگر، بزار برم، سكوت، طلسم، گمشده من، و آروم آروم.

و خوب البته آهنگ زيباى "اى جاويدان ايران"  كه حسابى غوغا كرد.

 

در تمام طول برنامه صداى تشويق تماشاچى ها يك لحظه هم قطع نمى شد. و خدا وكيلى آقاى پهلوان و آقاى صالحى و ساير آريانى ها هم با اجراى خيلى خوب و عالى خودشون به هرچه بيشتر شدن اين تشويق كمك مى كردند.

 

تمام آهنگ ها با تنظيم جديد و شيوه ى تازه و تغييراتى هر چند كوچك اجرا شد جورى كه مثلا گل آفتابگردون رو كه شروع كردند من فكر كردم يكى از قطه هاى جديدى است كه براى آلبوم چهارم ساخته شده.

 

 

*10 سكانس از كنسرت

1.خوش آمد گويى و صحبت هاى آقاى پهلوان كه فكر مى كنم بعد از آهنگ دوم بود و اصلا كلا مجموعه صحبت هاشون در طول برنامه.

2.اول آهنگ گل هميشه بهار كه مثل اجراى سالن ميلاد اين طورى شروع شد :

_آقاى صالحى: خودت خبر ندارى

_آقاى پهلوان: ماه شبهاى تارى

_آقاى صالحى : تو صد تا فصل سرما

_جمعيت: گل هميشه بهارى

_آقاى صالحى : چى ؟؟؟

_جمعيت: گل هميشه بهارى.

_آقاى صالحى: اينجورى كه نميشه!!!!!!!!!

_و جمعيت براى آخريت بار با صداى خيلى بلند: گل هميشه بهارى.

3.در اجراى آهنگ ترانه عشق اون قسمت ويلن كه مصادف با هم آكرود شدن گيتار هاست علي، پيام و شراره عزيز حدود يك متر از  لبه سن فاصله گرفتند كنار هم صف شدند و تمام آكوردها رو با يه حالت اجرا كردند و سيامك و نينف عزيز هم از دو گوشه صحنه همراهى كردند ولى خب حركتشون مثل گيتار ها محسوس نبود حركت يكسان مثل هم و كاملا هماهنگ و خاص دست هاى گيتاريستان آريانى و به يك خط نشستن و يك مدل اجرا كردن كردن آكورد ها واقعا ديدني بود.

4.اجراي آهنگ نامهربون با سبك جديد فكر كنم كمى تا قسمتى راك هم خيلى قشنگ بود چون گيتارها كامل زمين گذاشته شد و حنجره ها كامل رسيد پشت ميكروفن اون صحنه هم ديدنى بود.

5.آخر آهنگ طلسم كه بعد از اتمام آهنگ آقاى پهلوان اين طور دكلمه كردند:

_گل و گلدون بهونند باد و بارون بهونند شب و ستاره با مهتاب و آسمون بهونند اگه ميگم برات از دله خسته م بهونه ست كه بگم...

_جمعيت:عاشقت هستم.

_آقاى پهلوان: چى ؟؟؟؟

_جمعيت:عاشقت هستم.

_آقاى پهلوان: اگه ميگم برات از دل خسته م بهونه ست كه بگم...

_جمعيت: عاشقت هستم.

_آقاى پهلوان: ببخشيد متوجه نميشم ( باخنده)

_و جمعيت با صداى خيلى بلند: عاشقت هستم.

6.اجراى آهنگ گل آفتابگردون كه به جاى ملودى گيتار و بعد ويلن اول همه با كيبورد ( شبيه صداى پيانو ) شروع شد و بعد از دونه دونه دونه ى اول يك دفعه متصل شد به آهنگ آفتابگردون از آلبوم قصر خيال آقاى خواهانى و بعد از اون قسمت هايى كوتاه از چند تا از آهنگ هاى قصر خيال به صورت ميكس دنبال آفتابگردون اجرا شد آقاى پهلوان گفتند بعد از اجرا در موردش توضيح ميديم كه مثل اينكه يادشون رفت و اين اون طورى بود كه من فهميدم و استنباط كردم.

7.شمارش معكوس براى آهنگ پرواز توسط آقاى پهلوان و آقاى صالحى و همراهى جمعيت.

8.دور برگشت پرواز به حساب دفعه ى دومى كه شعر به طور كامل خونده ميشه آقاى صالحي به جاى زندگى رو عاشقونه گفتند امشب و عاشقونه  كه با تشويق زياد مواجه شد. 

9.در طول برنامه آقاى پهلوان و آقاى صالحى گفتند كه با اينكه اعضاى آريان شناخته شده هستند تصميم داريم معرفي كنيم و از آهنگ چهارم –پنجم به بعد در فاصله ى بين آهنگ ها معرفى اعضا داشتند  كه اول معررفى نوازندگان مهمان بعد همخوانان ( جاي سحر خيلي خالي بود ) بعد نوازندگان پركاشن و درام و سپس نوبت به اقاي اميرخاص و كيبورد رسيد. موقعى كه فكر كنم آقاى پهلوان بودند كه آقاى خواهاني رو معررفى كردند جمعيت 10 دقيقه تمام دست زدند و تشويق كردند طورى كه آقاى صالحى ميكروفن رو در آوردند و به آقاى خواهانى دادند كه تشكر كنند و آقاى خواهانى حرف زدند و تشكر كردند. آقاى پهلوان به عنوان آخرين نفر توسط آقاى صالحى معررفى شدند كه ايشون هم با تشويق خيلى زيادى مواجه شدند.

10.موقع اجرا گل من بود كه تمام سالن موبايل ها رو روشن كرده بودن و ضمن همراهى و تشويق با تكان دادن موبايل ها كه مثل كرم هاى شبتاب مى موندند در تاريكى نور ايجاد مى كردند.خيلى خيلى خوشگل و رمانتيك بود.

     

 

* اتفاقات بد برنامه

1.غيبت سحر كاشمرى به علت مشكلى كه واسش پيش اومده بود . جاش خيلى خيلى خالى بود و آقاى پهلوان هم در طول برنامه چندين بار اشاره كردند.

2.آخر آهنگ پرواز كه يه دفعه وسط ويلن سيامك برق قطع شد ولى خب يه مزيت هم داشت و اونم اينكه پرواز دوباره اجرا شد.

3.اين طور كه من شنيدم مثل اينكه بلند گلوى آقاى صالحي هم يه كم مشكل داشته است.

 

* تذكر: برنامه از اول تا آخر بدون وقت استراحت و يكسره اجرا شد.

 

هميشه شاد و پيروز باشيد و البته آريانى

به اميد ديدار در كنسرت هاى آريان.......ساناز.

مصاحبه ی پیرامون با نینف امیرخاص

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
خوب طبق قولى كه فرنوش جون داده بود قرار بود كه ما مصاحبه نينف عزيز با مجله پيرامون رو براتون بذاريم.
مى دونم دير شده ولى اميدوارم كه همه دوستان همكارى كنن و همين روش رو در پيش بگيرن، چون اين جورى به مطبوعات كشورمون خيلى لطمه مى خوره؛ يعنى بذاريم كه يه مدتى بگذره و مجله يا روزنامه اى كه از آزيان مطلب داشته، فروشش رو بكنه بعد ما مطلبش رو بذاريم.
خواهش مى كنم يكم بيشتر روى اين موضوع تأمل كنيم.

در مورد كنسرت كرمان؛ ما هم خودمون مثل شما منتظر رسيدن خبر و عكس هستيم كه همچنان....
به محض دريافت اطلاعات بيشتر در خدمتون خواهيم بود.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)

***********************************

      پایه های زندگی بر اساس اعتقادات ایده آلیستمی استوار
نیستند!

روز چهار شنبه ساعت 11 صبح قرار داریم و من و یکی از دوستانم در حالی که ساعت از این زمان
گذشته، هنوز در خیابان به دنبال آدرس مورد نظر می گردیم . راننده آژانس بیش از حد تصورمان بد اخلاق تشریف داشت و دایم حرف خودش را می زد تازه خدا به من رحم کرد که به جای راهنمایی کردن سکوت کردم چون بعد از چند لحظه به این نتیجه رسیدم اگر به آقای راننده می گفتم از طرف راست برود سر از شهرک غرب در می آوردیم و ایشان در کمال لطافت !ما را از ماشین پرت میکند بیرون!!!
آخر سر هم نینف امیر خاص خودش مجبور شد بیاید دنبالمان و بالاخره با مغز متفکر و صد البته خوش اخلاق آریان این چنین آغاز کردیم :



*فکر می کنید اولین سوالی که قرار است از شما بپرسم چیست ؟
مثل بقیه مصاحبه ها یا کی هستی یا چرا موزیسین شدی؟ یا از آریان چه خبر؟!


*اما من جواب تمام این سوالات را می دانم پس نمی پرسم !سوال اول من اینست که اگر شما به جای من بودید و من هم به جای شما . به عنوان خبر نگار سخت ترین سوالی که از به ذهنتان می رسید تا از من بپرسید و غافلگیرم کنید چی بود؟
مهم ترین آدمی که الآن در ذهن شماست چه کسی است؟


*خوب پس حالا که هیچ کدام از ما جای یکدیگر نیستیم . پس لطف کنید خودتان جواب سوالتان را بدهید؟
من معتقدم هر انسانی لحظه هایی از زندگی اش را نا خواسته یا خواسته برای اندیشیدن به فردی اختصاص می دهد که تعیین کننده زندگی او می باشد . عامل و یا تصوری از آن که می تواند مشخص کننده مسیر او باشد. در زندگی من نیز مانند آدم های دیگر چنین فردی وجود دارد که چون خصوصی میباشد لزومی به مطرح کردنش نمی بینم


*بریم به سراغ آریان؛ می خواهم خیلی صریح نقدتان کنم طاقتش را دارید؟
(با خنده)اصلاً


*اما من کار خودم را می کنم ؟
پس بفرمائید.


*همانطور که می دانید آریان پر طرفدار ترین گروه موسیقی پاپ در ایران است به گفته خیلی از موزیسین ها و عوامل مطبوعاتی موسیقی خاص نوجوان ها و اشعار مهد کودکی ! ارائه می دهد...! در این زمینه چه حرفی دارید ؟
قبل از رسیدن به آریان اجازه بدهید برایتان توضیحی در رابطه با کار گروه های مشابه خارجی بدهم. در اروپا و آمریکا 90 درصد از کنسرت ها را افرادی پر می کنند که نوجوان و یا به تازگی جوان شده اند. این افراد دارای انرژی بیشتر و علاقه کافی برای استقبال از آثار هنر مندان مورد علاقه شان و حضور در کنسرت هایشان هستند. از طرفی این نوجوانان پس از چند سال وارد دوره جوانی می شوند پس طیف زمانی تقریبا"زیادی را با موزیسین های مورد توجه شان سیر کرده و پس از ورود به سن بالاتر با خاطرات آنها سیر می کنند و حالا در یک مثال ديگر شرکت های بزرگ دنیا که محصولات تفریحی و آموزشی برای کودکان تولید می کنند مطالعات بی شماری را با استفاده از روان شناسان حاذق انجام می دهند تا بتوانند به دنیای کودکانه بچه ها وارد شده و بدین ترتیب آنها را برای ورود به دنیای نا شناخته و نه چندان زیبای بزرگسالی با به یاد آوردن خاطرات زیبای کودکی آماده کنند و حالا آریان...
کار اصلی این گروه در موسیقی پاپ خلاصه می شود پاپ یعنی موسیقی همه فهم و مردمی و ما ناخواسته به تمام عواملی که بالاتر گفتم جامع عمل پوشاندیم و از طرفی مورد توجه جوان ها و حتی بزرگترها نیز قرار گرفتیم که نگاهی به فیلم کنسرت هایمان این حقیقت را بر ملا می کند. من معتقد نیستم همه حرف ها را باید با استفاده از کلمات صغیل و سنگین گفت. مهم اینست که یک ترانه در زندگی شخصی فردی وارد شده و با خاطرات او پیوند بخورد.
 


*اصلا چرا باید اینطور ذهنیت در باره کار آریان به وجود آید؟
ایرادی که دوستان موزیسین در 2 آلبوم اول و دوم از ما گرفتند نبود پیچیدگی در تنظیم ها و امور فنی بود که ما در آلبوم سوم به آن جامع عمل پوشاندیم .موزیسین های قانع، اما طرفدارانمان با موسیقی ناشناخته در علایقشان مواجه شده اند. 


*با توجه به این دو نوع تفکر متفاوت در قشر موزیسین ها و طرفدارانتان تصمیمتان برای ادامه مسیر آریان چیست؟
در زمینه کار برای من سه فاکتور بسیار مهم است الف) سبک و کارکتر ها ب) علاقه طرفداران، ج) موسیقی روز . که بر حسب نیاز میتوان یکی از این 3 فاکتور را کمی نادیده تر گرفت آریان دارای سبک مخصوص خود خود می باشد که در کنار حفظ آن هر از چند گاهی به دیگر قابلیت هایش نیز گریز بزند. پس نباید کارنامه یک گروه را در یک ترانه یا یک آلبوم ارزیابی کرد بلکه روند رشد و یا حتی افت آثار کلی یک گروه تعیین کننده موقعیت آن در جامعه حرفه ای موسیقی است. ما به دنبال سبکی نمی رویم بلکه موسیقی به روز را در سبک آریان دخیل می کنیم و از آن چیزی می سازیم که امضای این گروه را داشته باشد. از طرفی خواننده های ما مشخص هستند و انتظاری که مردم از آنها دارند تعیین کننده نهایی ترانه های ما می باشد و من شخصاً به علاقه مردمی بسیار اهمیت می دهم من در حال حاضر فقط در رابطه با آلبوم 4 گروه توضیح می دهم که تصمیم داریم با توجه به تجربه در آثار پیش تر و رکورد بازار و... به حال و هوای 2 آلبوم اولمان بر گردیم . تا برخی از دوستان موزیسین مان بار دیگر بهانه انتقاد کردن از عملکرد ما را پیدا کنند (با خنده)


                          
 

*با توجه به این حرف ها آیا می توان فروش یک اثر را نشان دهنده موفقیت آن آلبوم دانست و به آن کلیت بخشید؟
در هر صنفی معیاری برای سنجش خوبی وجود دارد. مهمترین ترین سوال مطرح شده در زمان ساخت یک اثر در موسیقی این ست که عوامل توليد آن بدانند موسیقی خود را برای چه کسانی مى سازند. و وقتی موسیقی پاپ موسیقی خاص مردم است فارغ از با ارزش و بی ارزش بودن، میزان استقبال آنها تعیین کننده موفقیت یک ترانه در برقراری ارتباط با آنهاست البته در جامعه ما علت نبودن قانون ،کپی رایت و در نتیجه رواج عرضه کپی غیر مجاز از آثار باعث میشود که هیچ وقت آمار دقیقی از فروش و استقبال مردم از یک آلبوم نداشته باشیم خوشبختانه در ایران همه چیز بر عکس روند دنیا پیش میرود چون در کشور های خارجی یک موزیسین آرزو دارد یک نفر اثرش را غیر مجاز تکثیر کند تا بر اساس قوانین ،غرامت هنری بگیرد. اما اینجا... واقعا" اسف بار است.


*آیا راه چاره ای به ذهنتان میرسد تا بیان کنید؟
ببینید در کارخانه هایی که سی دی را در تعداد زیادی تکثیر می کنند از رایت کردن استفاده نمی شود
بلکه سی دی اورجینال با استفاده از فرایند شیمیایی و بر اساس مشخصات اولیه بار دیگر شکل میگیرد و چون سرعت تکثیر زیاد است کیفیت افت نمی کند ... حالا با توجه به نبود قانون کپی رایت باید برای سی دی ها اتفاقی بیفتد که روزی برای کاست ها افتاد یعنی زمانی قیمت کاست خام و تولید شده تقریبا" با هم یکسان بود پس برای کسی صرف نمی کرد کاستی را به صورت غیر مجاز ضبط و از آن استفاده کند و حالا هم اگر قیمت سی دی پر شده هم به اندازه سی دی خام باشد این مشکل تا حدود زیادی کم خواهد شد.


در حال حاضر گفتن از بُعد اجتماعی زندگی در ترانه اصل بسیار مهمی است که در اکثر آثار موفق *ارائه شده به بازار دیده میشود اما ترانه های آریان هنوز از این فضا دور و ترانه سرایانتان همچنان در حال مطرح كردن موضوعات گوناگون در پس هاله ای از استعاره هستند . سوال من اینه که آیا قرار نیست مخاطبین آریان فضای تازه تری را با استفاده از کلمات روزمره از این گروه بشنوند؟
من نمیدانم چرا کسانی که آثار ما را نقد میکنند (مانند همان قشر مطبوعاتی و موزیسین ها و حتی مردم) انتظار دارند همه مثل هم باشند ویا فکر میکنند هر کاری که خود و دیگران انجام می دهند درست و کاری که ما انجام میدهیم نادرست است!دراین دنیا هرکس اجازه دارد بر اساس اعتقادات ،سلایق و استعداد های خود مسیر زندگی اش را در جهت صحیح تعیین کند و به مقصد مورد نظرش برسد در زمانی که آریان کارش را آغاز کرد فضا آنقدر بسته بود که مانمی توانستیم به راحتی بسیاری از کلمات را بیان کنیم پس مجبور بودیم با استفاده از استعاره پردازی حرفهایمان را به گوش شنونده ها رسانده و از طرفی به آنها اجازه برداشت آزاد بدهیم گرچه اگر دقت کنید در آلبوم "تا بی نهایت" با ارائه قطعه آروم آروم " داشتن قابلیت این نوع اجرا را نیز به دیگران ثابت کردیم و از طرفی ترانه های اجتماعی مانند "ستاره" از آلبوم اول را نیز داشته ایم . اما به صورت انتقادی نمیتوانیم اثری را ارائه دهیم چون انتظاری که از کارکتر های آریان میرود ارایه آثاری عاطفی و امید بخش است نه یک اثر تند انتقادی به نظر من ترانه موفق ترانه ای است که بتوان زبان حال همه باشد با رگه های عاطفی و احساسی کسی گره بخورد و واقعی به نظر برسد .قافیه پردازی هایش تازه و بدیع باشد و به حرمت عشق لطمه نزند.


*با توجه به اینکه شما ترانه می سرایید، بگوید شخصیت قهرمان ترانه هایتان تا چه حد به شخصیت خودتان نزدیک است؟
ماجراهای ترانه های من واقعی نیستند اما پرده ای هستند از تصویر ذهنی که نسبت به موقعیتی داشته ام. اگر در ترانه هایی که سرودم تعمق کنیم خواهید دید که همه چیز از موضع قدرت دیده شده چرا که اصولا به عجز در عشق معتقد نیستم پس می توان نتیجه گرفت قهرمان ترانه هایم سایه ای از شخصیت من را به دنبال خود می کشد. 


*در آریان، برای انتخاب ترانه ها و موسیقی متناسب با آن ها به چه فا کتورهایی توجه می کنيد؟
بسیاری از ترانه های آریان بر اساس یک سوژه خاص و بر حسب ملودی ساخته می شود اما در صورتی که نتوانیم و احساس کنیم نیاز به کلام جدیدی داریم از افرادی دیگر استفاده می کنیم.


*چرا در آریان، بر حسب نیاز، از دیگر نوازنده ها برای عضویت در گروه دعوت نمی کنید؟
آریان با یک ترکیب ۱۱نفره کارش را آغاز کرد و برای رسیدن به موقعیت امروزش مشکلات زیادی را با تحمل از سر راه برداشت . حالا آریان ۹ نفره است اما هنوز بر این عقیده است کسی عضو اصلی اش میباشد که از اولین لحظه به تولد آن کمک کرده پس جانشین ندارد! در کل می توان در هنگام تنظیم از هر سازی که قابل قبول تر است استفاده کرد که من صرفاً گاهی اوقات برای زیباتر شدن اثرم از سازی خارج از گروه استفاده می کنم پس درست نیست به خصوص در کنسرت ها برای هر قطعه یک نوازنده مهمان آورد!

*به عنوان تنظیم کننده این گروه بفرمائید این گروه آمده تا بماند یا جاودانه شود؟
گاهی اوقات در زندگی هر انسانی، لحظه ای متولد می شود که در زمان وقوع آن حتی فکر نمی کند تا این اندازه مهم و تعیین کننده باشد . روزی که برای اولین بار گروه ۱۱ نفره ما دور هم جمع شد و حدود يك سال بعد که این گروه برای اولین بار ساعت ۲ نیمه شب روی یکی از سن های جزیره قشم ، در حالی که از نحوه تفکر برخی از مسئولان درباره کارش دلخور بود قرار گرفت و ناگهان با استقبال فوق العاده ای مواجه شد به طوری که فردای ان شب ما را به عنوان بهترین گروه معرفی کردند، هیچ کس فکر نمی کرد روند کاری این گروه تا این حد مورد توجه قرار بگیرد و همه اینها ما رو بر این داشت تا قدم هایمان را محکمتر برداریم و ارزش دوستی هایمان را بیشتر بدانیم . توجه داشته باشید پایه های زندگی ما بر اساس اعتقادات تام ایده آلیسمی استوار نیستند؛ موزیسین های بزرگ دنیا نیز نمی توانند برای ادامه نمودار کارنامه هنری شان قطعیت بدهند چون از اتفاقات آینده خود خبر ندارند . ما آمده ایم کار با ارزش انجام دهیم تا در دل و خاطره های آدم هایی که نمی شناسیمشان اما دوستشان داریم جایی برای خود باز کنیم نه اینکه چند سال بمانیم و سپس تنها یک نام باشیم که به مرور زمان بر رویش خاک می نشیند.


*خب برسیم به نینف امیر خاص بدون آریان ...!چه طور شد که موزیسین بودن خود را باور کردید ؟
داستان من از گره خوردن به لحظه های زندگی پدرم و در قسمت هایی نیز، از مادرم آغاز می شود. چرا که پدرم آهنگساز و شاعر آشوری بودند و مادر نیز در زمینه کر ایشان را همراهی می کردند. حضور موزیسین ها و حمایت های بزرگتر ها و استقبال خودم از این قضیه باعث شد در این مسیر گام بردارم هر چند که تا خواستم وارد مسیر علمی این حرفه شوم ،همه چیز در خاموشی فرو رفت. و مجبور شدم آنچه می خواستم را به صورت تجربی بیاموزم اما پس از مدتی با قرار گرفتن در یک گروه موسیقی آشوری با بعد علمی و تئوری موسیقی آشنا شدم.


*حضور شما نیز مانند بسیاری از بزرگان وبه عنوان یکی از افراد موفق عرصه موزیک در مطبوعات بسیار کمرنگ است علتش چیست؟
فکر میکنم قسمت بیشترش تقصیر خود عوامل مطبوعاتی است کسانی که برای مصاحبه گروهی با ما می آیند در اکثر موارد آن قدر سیاست کاری ندارند که همه افراد گروه را در بحث هایشان دخیل کنند چون معمولاً سوالات کلی مطرح کردند و چند نفری هم جواب داده و بقیه ساکت بودند و یا تنها اکتفا به پرسیدن سوالات خصوصی کرده اند نمی دانم این چه روندی است که مطبوعاتی ها شدیداً به گفتگو با خوانندگان توجه می کنند و نقش افراد پشت صحنه را کمرنگ جلوه می دهند. که عدم اطلاع رسانی کافی و نبود منبع تحقیقاتی کارا بر این مشکل بیش از بیش افزوده است . در کل من اهل این نیستم که به خبر نگار ها زنگ بزنم و بگویم بیایید با من مصاحبه کنید. چون من خیلی حرف برای گفتن ندارم.


*همان طور که می دانید تعداد آهنگسازان و تنظیم کنندگان موفق ما بسیار کم می باشد به نظر شما تاثیر کاری همین تعداد کم در روند موسیقی پاپ و طی مسیر صحیح آن چگونه است ؟
من با این حرف شما صد در صد موافق نیستم...!چون به نظرم ما در کشوری زندگى مى كنيم که پر از استعدادهای ناب با احساس هایی زلال و خالص است اما اگر موفقیت را در ارائه آثاری با تاریخ مصرف
نا تمام و القاء حس و انتخاب کلامی منطقی تعریف کنیم ،این افراد دارای نیاز هایی از جمله دریافت انرژی مثبت ،انگیزه و آشنایی و به کار گیری آخرین تکنولوژی روز دنیا و ... هستند پس برای ساخت یک قطعه وقت می گذارند و برایش ارزش قائلند . برخی آهنگسازان خوب تنها تمایل دارند با کسانی کار کنند که خواننده های بزرگی هستند که به نظرم این نشان از ترس یک موزیسین است که کار خود را پشت یک نام مخفی می کند . آهنگسازی که به جهت صحيح کار خود معتقد است از افرادی گمنام که دارای قریحه هستند شروع می کند تا پس از موفقیت بتواند به کار خود برای یافتن و شناساندن یک صدای خوب افتخار کند.

     


*من به شخصه معتقدم ،"موسیقی هنر تاثیر گذاری است که می توان از آن برای در جهت صحیح تغییر دادن انسان ها استفاده کرد "شما چطور؟
من نمی توانم منکر این قضیه باشم، وقتی پزشکان و پژوهشگران بزرگی با استفاده از علم "موسیقی درمانی" به افراد بی شماری جانی دوباره و امید تازه ای برای زندگی کردن بخشیده اند.


*خب با توجه به این توضیحات تا حالا شده ترانه ها و ساخته های خودتان و یا اطرافیانتان ،در شخصیت تان تاثیر بگذارد؟
به نظر من موسیقی عمیق ترین و صادقانه ترین هنری است که در زندگی بشر خلق شده است من با ترانه هایی که دوستشان دارم زندگی می کنم اما به خلق شخصیتم با آنها نمی پردازم تنها سعی می کنم که از آنها درس بهتر زیستن و زیبا تر دیدن را بیاموزم و حالا که حرف به اینجا رسیده اجازه دهید یک نکته مهم را بگویم و آن اینکه از صبح تا شب ما شاهد پخش فیلم ها و یا ارائه تصاویر ورزشی هستیم که گهگاه آنقدر خشونت بار و غم انگیز هستند که باعث دل زدگی می شوند. اما در یک کنسرت مردم موسیقی ای را می شنوند که از تمام فیلتر های لازم گذشته و دارای انرژی مثبت است...! می گویند موسیقی حتی در رشد گیاهان نیز تاثیر بسزایی دارد و من مانده ام چطور مسئولان ما هنوز با این قضیه کنار نیامده اند که موسیقی تولید داخل اگر با تغییر همراه شود می تواند در کم کردن مشکلات اجتماعی و فرهنگی مان دخیل باشد!


*آینه کاری نینف امیر خاص، چه تصویری از عملکرد او را نشان میدهد ؟
شنیده اید که می گویند "نقطه فرود آب در یک فواره وقتی است که در اوج ترین جای خود قرار گرفته باشد  پس در اين آینه کسی را می بینم که برای بهتر شدن تلاش می کند!" 


*در حال حاضر بزرگترین سهم شما از زندگی چیست ؟
نداشتن حسرت !چون به ۹۰در صد از انچه می خواستم با تلاش رسیدم و از گذشته ام راضی هستم.


*شما متولد فصل خزان هستید بگوئید بارونی ترین روز زندگی تون چه روزی بود؟
اردیبهشت سال ۸۴ بارونی ترین روز زندگی ام را در آریان تجربه کردم چون قرار بود ۱۰ شب در باشگاه انقلاب کنسرت داشته باشیم اما در همان شب اول به محض اینکه پایمان را روی سن گذاشتیم آسمان رعد و برق زد برق ها قطع شدند و باران با سرعت تمام شروع به باریدن کرد و ۵ هزار نفر خیس آب شدند . در ضمن پس از آن دیگر اجازه برگزاری این کنسرت ها را به ما ندادند. 


*اگر فردایی نباشد با امروزتان چه می کنید؟
به قول شیوانا (استاد هندی) باید به جای طول زندگی به عرض آن توجه کرد و از طرفی با اشاره به یکی از ابیاتی که خودم سرودم که می گوید"دست تو دوباره فردا قاصد نوازش از کجا بدونم اما شب من فردا بشه" سعی می کنم امروز را خوب سیر کنم چرا که همیشه امروز ها هستند که فردای دیروز هایمان بودند!


*یه دوست غیر آریانی؟
بدون شک بهروز صفاریان. چون جهش و دوران طلایی زندگی هنری من در رابطه با موسیقی از زمان آشناییم با بهروز آشنا شد کسی که در کنار برخوردار بودن از دانش ،سابقه و چیره دستی در موسیقی بسیار خوش برخورد ، با معرفت، ساده و خاکی می باشد . شاید به جز نزدیک ترین بودن احساسمان نسبت به یکدیگر انچه مرا به تحسین او وا میدارد اینست که وی پس از زخم خوردن از نزدیک ترین افراد با قدرت کار خود را ادامه داد و مطمئناً اتفاقی که در این مدت برای او افتاده را همه می دانند.


*از بیوگرافی زندگی تان بگوئید؟
متولد ۱۸ آذر ۵۴ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر در رشته سخت افزار و از ۱۱ سالگی مینوازم . ببینم شما که همان اول مصاحبه گفتید که همه اینها را می دانید پس چرا می پرسید؟


*آره می دونستم !می خواستم ببینم شما چه می گوئید؟
راستی آنقدر خوب جواب دادید که اصلاً مصاحبه تان بهم مزه نداد، چون نتوانستم حالتان را بگیرم!


*اختیار دارید من که قبلاً گفته بودم کم نمی آورم ! روی اولین برگ دفتر خاطراتتان یک بیت شعر بنویسيد؟

این چه سوالیه ؟......! بالاخره موفق شدید در دقیقه نود حالم را بگیرید . راستش من هیچ وقت دفتر خاطرات نداشتم و اصلاً نمی توانم چیزی بنویسم و یا یک شعر بگویم . بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم و یکی بنویسد . مثل همین کاری که تا این لحظه شما انجام دادید!


*به خودم تبریک می گویم ...!بسیار خوب با سپاس از اینکه با ما همراه بودید به عنوان حرف آخر اگر مطلبی مانده بفرمائید؟
امیدوارم در موسیقی پاپ به جایی برسیم که از هرچه داریم بهترین راندمان را کسب کنیم چون احساس می کنم هنوز موسیقی ما ،همتای سینما ،ورزش و حتی تئاتر حق واقعی خود را در جهان به دست نیاورده است و آرزو دارم تفکری در بین مسئولان حاکم شود که باعث رشد هنر موسیقی پاپ در ایران شود که کمرنگ شدن آن... به امید آن روز.


 

خبرهای ناخوش


سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
ببينيم امروز چه مطلبى داريم؛

نمى دونم يادتون هست يا نه؛ كه چه مشكلاتى دفعه قبل موقع اجرا آريان در كرمان پيش اومده (سرماخوردگى شديد آقاى پهلوان...بستری شدن سحر عزیز در بیمارستان... خون دماغ شدن دستيار صدا بردار و...)
اميدواريم و از خدا مى خواييم كه اين دفعه چيزى نشه و همه اعضاى گل آريان به سلامتى برن و با سلامتى و موفقيت برگردن.

نمى دونم تا چه حد درست باشه ولى از گوشه و كنار خبر مى رسه كه ميگن ممكنه سحر عزيز نتونه به كرمان بره؛ البته بازم ميگم فقط و فقط در حد يه حرف كوچولوه كه شنيديم.

ما كه اميدواريم در حد همين حرف هم باقى بمونه و همه اعضاى آريان و سحر عزيزمون برن به كرمان.

اگه بازم خبرى شد حتماً ميگم.

             
و راستى اينم نتيجه نظرسنجى قبلى وبلاگ

*کلاً سبک کار کدوم آلبوم آریان رو بیشتر پسندیدید؟

مجموع نظرات: 100
 

آریان ۱ (گل آفتابگردون) ( 10رای، 10%)

آریان ۲ (...و اما عشق) ( 22رای، 22%)
آریان ۳ (تا بی نهایت...) ( 25رای، 25%)
همه موارد ( 43رای، 43%)


كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)

با علیرضا طباطبایی

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
خب امروز مى خواييم كه يكم بيشتر از عليرضا طباطبايى صحبت كنيم و بيشتر باهاش آشنا بشيم.
اميدوارم لذت ببريد.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
******************************
عليرضا طباطبايى عزيز درامر گروه آريان كه همه مى دونيد ديگه؛

كوتاه از عليرضا:
متولد  19 فروردين 1351 در تهران.
اصليتش مشهديه.
موسيقى رو از سن 13 سالگى شروع كرده.
دوست داره وقتى بيكاره آشپزى و مطالعه كنه.
هنر مورد علاقش فقط موزيك.
خودش ميگه آدم الكى خوشيه.    
به ورزش هاى اسكى، شنا و دوچرخه سوارى علاقه داره.

                

استادان عليرضا:
ابتدا در آلمان و پيش آقاى ماتئو وندى ((Matheo Vandy مبانى اين ساز رو آموخته، بعد در 16 سالگى افتخار درس گرفتن از آقاى بيلى كابهم  (Billy Cobham)رو داشته؛‌ (نوازنده بزرگ درام).

                

غير از آريان:
بين سال هاى 70- 76  كه موسيقى ممنوع بوده با گروه هاى "راك" و "متال"زيرزمينى همكارى داشته؛ از سال 76 به ترتيب با گروه هاى "ايما‍‍‍‍ژ" با سبك جاز، "كمان" با سبك راك، "ويستا" با سبك پاپ_ راك و "جم" با سبك فانك_راك همكارى داشته و در حال حاضر با آريان.

  

و بالاخره يك كنسرت

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟

      ...و بالاخره يك كنسرت

الان خبردار شديم كه قراره آريان 12- 14 مرداد توى كرمان كنسرت برگزار كنه.
مكان كنسرت سالن تلاش اين شهر هست.
اميدوارم كه اين روند تداوم داشته باشه و آريان در همه شهرها كنسرت بده.


 

کسی که آریان و آریانى رو تا بى نهایت دوست داره:
مینا (آریانى) 

خبرهایی از آریان 4 و کنسرت های آریان

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
با عرض معذرت به خاطر دير آپ كردنم؛ بريم سراغ مطلب امروز كه يه بخش ديگه از مصاحبه على پهلوان با "ترانه ماه" هست.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
************************************
* تكليف اين آريان 4 چي شد بالاخره؟!
آقاي پهلوان گفتن سعى مى كنن كه آهنگ ها رو تا آخر تابستون جمع كنن، فقط مى مونه تنظيم و مجوز كه با اين حساب آريان 4 اواخر زمستون يا اوايل سال بعد به بازار مياد (آخى!! ما كه اين همه صبر كرديم، اينم روش!)

*آريان 4 لو نمي ره!!!!
آقاى پهلوان قول دادن كه يه Single از آلبوم جديد رو به هواداران ارائه بدن تا ما با فضاى كارى آريان 4 آشنا بشيم؛ اما!! قطعات خوب آلبوم رو لو نمى دن، فقط قطعه ايى رو ارائه ميدن كه در حاشيه قرار مى گيره، و احتمالاً توى كنسرت ها هم اجرا ميشه.

*كنسرت داخلى
فقط تابستون، اونم كيش

                    (اين عكس آخرين اجراى آريان توى كيش؛ آخى! يادش به خير)

                  

*اما كنسرت هاي بين المللى!!
اين تور كنسرت ها از سپتامبر تا نوامبر 2006 (شهريور تا آبان 85) برگزار ميشه. (حالاببينيد كجاها ميره آريان)
اول 2 شب دبى كنسرت دارن،
بعد ميرن لندن،
بعد ميرن آمريكا تا توى 9 شهر اين كشور برنامه اجرا كنن.
(براتون از صميم قلب آرزوى موفقيت مى كنم)

*و بازم آريان گل مى كاره!
به تازگىAmerican Federation Of Musicians (AFM)  گروه آريان رو رسماً تأييد كرده؛ الان آريان مى تونه توى ايالات متحده كنسرت برگزار كنه.