wallpaper

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزیز؛

خوبين بچه ها؟
چه خبرا؟؟ چه مى كنيد با مدرسه و دانشگاه، خوش مى گذره؟
خب اين هفته براتون يه سرى
Wallpaper قشنگ درست كردم از اعضاى آريان كه اميدوارم خوشتون بياد.

كسى كه آريان و آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
********************************
*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                    

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                   

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                   

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                  

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                  

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                  

 

*دانلود عكس با سايز بزرگ

                                 

 

 

                                  

محسن رجب پور رو بیشتر بشناسیم!!

سلام دوستاى گلم، آريانى هاى عزيز؛

خوبين بچه ها؟
خب بعد از يك هفته منم اومدم تا براتون يه مطلب جديد بذارم.
اين دفعه مى خوام آقاى رجب پور عزيز رو بيشتر براتون معرفى كنم؛ فكر مى كنم دونستنش خالى از لطف نباشه.

كسى كه آريان و‌‌ آريانى رو تا بى نهايت دوست داره:
مينا (آريانى)
******************************
* كارنامه كارى:
ايشون كارشون رو از سال 1370 با تهيه كنندگى شروع كردن و بعد هم از 1372 به سراغ تهيه كنندگى موسيقى رفتن. در ابتدا كارشون به صورت تهيه كنندگى براى آثار سنتى و سنتى تلفيقى بوده. بيش از يكصد كاست توليد كردن كه مربوط به اكثر خوانندگان مطرح كشوره. الانم كه مديرعامل شركت ترانه شرقى هستم و از گروه هايى كه اشون مديريت شون رو به عهده دارن ميشه "آريان" و "داتيس" رو نام برد.

                       

* خيلى جالبه ها!!! مى دونيد از نظر آقاى رجب پور آريان كى فيلم بازى كنه؟
ايشون ميگن وقتى آريان به تصوير كشيده ميشه، كه سناريويى بر اساس زندگى گروه تنظيم شده باشه؛ يعنى اگه آريان وارد سينما بشه بايد هر كدوم از اعضا با نام و شخصيت خودش بازى كنه.


* حالا حدس مى زنين اين فيلمنامه رو چه كسى مى تونه بنويسه؟!
آقاى رجب پور معتقد اين فيلمنامه رو فقط اعضاى آريان مى تونن بنويسن!
چون به اعتقاد ايشون آريان از روز اول تا الان خاطرات تلخ و شيرين و اتفاقات جالب و ديدنى زيادى داشته كه اگه به تصوير كشيده بشه از خيلى از فيلم های الان قشنگ تر هم ميشه. 

                                                


* آقاى رجب پور در مورد ابراز احساسات طرفداران توى كنسرت ميگن...
بسيارى ز طرفداران آريان جوان هستن و تجربه ديدن كنسرت رو ندارن و ضمنا روحيه شادى هم دارن، از همه مهمتر اين كه هر انسانى براى تخليه انرژى خودش نياز به محلى داره كه هم سن و سال هاى او در اونجا حضور دارن تا به اتفاق اونا انرژى و پتانسيل خودش رو تخليه كنه. گروه آريان هم از اين قاعده مستثنى نيست؛ موقع اجراى برانامه بعضى از تماشاگران از حد استاندار و تصور ما خارج ميشن، البته گروه از طريق روش هايى مثل قطع آهنگ و دادن تذكر دوستانه، اونا رو كنترل ميكنه.


* آريان، محسن رجب پور، اختلاف...!؟
آقاى رجب پور ميگن كه هيچ وقت نميشه منكر اختلاف نظر شد... حركت اين گروه به صورت جمعيه و 90درصد موضوعات از قبل مورد مشورت اعضا قرار مى گيره. اعضاى گروه آريان يك روز در هفته دور هم جمع ميشن و بسيارى از مطالب رو مورد بررسى قرار ميدن و در آخر روى هر مسئله رأى گيرى مى كنن. روابط در گروه آريان بر اساس اصل دموكراسى.

                      

* چقدر تمرين؟؟؟
براى برپايى يه كنسرت 2 ساعته لااقل 100 وقت صرف ميشه!!!!. گروه آريان براى اينكه توى تهران يه كنسرت بزرگ اجرا كنه 2 تا 5/2 ماه برنامه ريزى مى كنه.
متاسفانه چون در ايران سالن هاى كنسرت بزرگ نيست كنسرتى كه بايد يه بار انجام بشه چند بار انجام ميشه تا اين كه يك دهم از طرفداران از اون ديدن كنن.

 

 

با سیامک خواهانی

دوستان گل آریانی سلام ،

خوشحالم که دوباره فرصتی پیش اومد تا در خدمتتون باشم این بار با سیامک خواهانی .

فرنوش

************************

ـ بیشتر کارگردانان و بازیگران مطرح او رو به سینما میکشونند البته موضوع هم در این بین بی تاثیر نیست.

ـ از صدای برخورد قطرات باران روی اجسام مختلف لذت می بره و برای آهنگسازی از صدای سوختن هیزم در آتش الهام میگیره.

ـ قطع شدن دو دستش از طریق حمل شیشه بد ترین کابوسیه که تا به حال دیده.

   

ـ اگر یه چراغ جادو داشته ازش پایداری صلح جهانی رو میخواسته.

ـ روی انتقاداتی ازش میشه فکر میکنه بعد با نزدیکانش مشورت میکنه ببینه درست بوده یا نه.

ـ یک خاطره. در اجرای یکی از کنسرتها با برزو هم اتاق بودیم .۱۰ دقیقه مونده بود به اجرای برنامه ، اضطراب داشتیم و می خواستیم زودتر به سن برسیم تا سر ساعت مقرر روی سن حاضر و معرفی شیم. وقتی داشتم سازم زو از روی تخت بر میداشتم که از اتاق بیام بیرون برزو به شوخی گفت بیا بریم دیر شده .اونو( اشاره کرد به سازم) میخوای چی کار؟ بذارش اونجابریم .من هم ساز رو گذاشتم روی تخت و از اتاق اومدم بیرون .داخل آسانسور بودیم که فهمیدم سازم رو جا گذاشتم.

                                   

و حالا جوابهایی کوتاه

مادر: بزرگتر از دنیا           عشق: هم بی رحم هم مهربون

فصل: پاییز                    ویولن: کوچولوی من

گل: رز                         فال: اصلا اعتقاد ندارم